تجربیات مسافران

  1. خانه
  2. تجربیات مسافران

مرحله اول:
اولین نفر در ورود به گیت کنترل و اولین نفر در ورود به کانتر با برخورد خوب و متین مسئولین خطوط پروازی قطر (خانم و اقا) مواجه شدیم.
با چهار کیف و دوتا کری ان و دوتا کیف پشتی بااضافه بار مجموعا چهارکیلو بدون مشکل( البته دو نفر)
از میزان ارز همراه توسط مامورین انتظامی نیز سوالی نشد. هرچند میزان ارز همراه هر دو نفرمان کمتر از 5000 یورو بود
مرحله دوم:
هواپیما با 20 دقیقه تاخیر از فرودگاه امام به مقصد دوحه پرواز کرد ولی به موقع در فرودگاه قطر به زمین نشست .
جالبتر اینکه بدون کوچکترین تکان های هوایی.
مسیر گیت مونترال کمتر از بیست دقیقه از در خروجی هواپیما تا گیت خروجی مونترال زمان برد. و مجددا با پنجاه دقیقه تاخیر گیت مونترال باز شد و مسئولین کانتر مسافرین را مورد پذیرش قرار دادند البته برخی از مسافرین را به شدت بادستگاه ،کلیه وسایل همراه و حتی بدن شان را کنترل می کردند.ناگفته نماند که به دلیل پر بودن داخل کابین هواپیما دوتا کری ان مارا پس از برچسب زدن تحویل گرفتند و تحویل بار دادند.
مرحله سوم:
پس از پنجاه دقیقه تاخیر هواپیما از باند فرودگاه قطر به سمت فرودگاه مونترال حرکت کرد و کمتر از نیم ساعت بعد پذیرایی خوب هم صبحانه و نهار عصرانه به وقتش انجام شد .
فاصله طولی صندلی ها در هر دو مسیر فوق نسبت به فاصله جانبیش برای ما خوب بود و بدون مشکل امکان جابجایی راحت بود.
زمان پرواز دوم سیزده ساعت را طوری برنامه ریزی کردیم که بخشی را برای خواب، بخشی را برای سرو غذا ،ازلحاظ غذاو پذیرایی خوب بود و بخشی را به دیدن فیلم و بخشی را برای مطالعه، مسیر پروازی اسمان( کشور های قطر ،شمال غربی کشور های حوزه خلیج همیشه فارس ،ایران،ترکیه،عراق، شمال غربی حوزه دریاچه خزر،روسیه، کشور های حوزه اسکاندیناوی ( فنلاند، نروژ و سوئد) هلند مجارستان، ایرلند و در واقع اکثر کشورهای اروپایی و اقیانوس اطلس با عظمت و قدرتش.
استفاده از اینترنت در فرودگاه قطر علی الرغم تلاش برایم مقدور نشد از چند نفر مسافر نیز پرس وجو کردم آنها نیز در برقراری ارتباط مشکل داشتند.اما در مسیر پروازی به سمت مونترال از یک ساعت اینترنت رایگان بهره بردم. وبرای استفاده مجدد نیاز به پرداخت حق بهره برداری داشت .زمان فرود هواپیما در 14/48ددقیقه به وقت مونترال. مدت زمان تاخیر را در طی مسیر پروازی جبران کرد.
مرحله چهارم :
در آخرین مرحله پس از پیاده شدن از هواپیما مامورین حاضر در فرودگاه مسافرین را جهت طی مراحل خروج از گمرک فرودگاه راهنمایی می کردند ما هم بلافاصله نسبت تکمیل اظهار نامه گمرکی و احراز هویت در پشت کیوسک در گمرک فرودگاه قرارگرفته و کمتر از 5دقیقه نسبت به تکمیل فرم وپاسخ به سوالات ان اقدام ودر انتها یک برگه که حاوی شماره وحروف همراه عکس که دستگاه موقع تکمیل فرم از ما گرفته بود تحویل مامور گمرک دادیم ناگفته نماند که قبلا پیش نویس موارد مرتبط در کیوسک قبلا مطالعه و تکمیل کرده بودیم و صرفا علامت گذاری می کردیم. و بلافاصله برای طی مراحل بعدی به مامور مستقر در باجه هدایت شدیم و ایشان نیز پس از احراز هویت و چک کردن مشخصات به طرف دریافت کیف های خود رفتیم و نکته جالب اینکه برخی ایرانی ها و حتی مسافرین خارجی که تازه وارد کشور کانادا می شدند و امکان تکمیل فرم در کیوسک برایشان مقدور نمی شد توسط مامورین مستقر در باجه هدایت و سوالات مرتبط به متن در کیوسک پرسیده‌ و بصورت فارسی ترجمه و در اختیار مسافرین ایرانی که قادر به تکمیل آن نبودند انجام می شد.ودر نهایت از زمان ورود به سالن ترانزیت تا خروج از سالن نیم ساعت طول کشید.
در آخر شعری از ناصر خسرو قبادیانی تقدیم اعضا محترم گروه:
سفر برون کند از طبع مرد خامی را
کباب پخته نگردد مگر به گردیدن.
امیدوارم گزارش سفر برای امثال بنده که تازه وارد خاک کشور کانادا می شوند مفید به فایده باشد.
بدرود باارزوی بهترین ها برای هموطنانم در اقصانقاط جهان مخصوصادرکشور چند ملیتی کانادا

من و همسرم زمانی می خواستیم بریم واسه بایو که نزدیک تعطیلات بود و نرخ تور و بلیط های هواپیما بالا بود واسه همین تصمیم گرفتیم به صورت زمینی به ایروان بریم از قبل تو اپ علی بابا بلیط رفت و برگشت رو خریدم هر بلیط 250 مجموع رفت و برگشت دو نفر شد 1 میلیون. از قبل واسه vac نوبت گرفتیم هر چند می گفتن بچه ها که اونجا خلوته اکثرا و نیازی به نوبت نیست، از سایت booking.com هم یه واحد بدون هیچگونه پرداختی رزرو کردم واسه دو روز 22000 درام که حدودا میشه 660 هزار تومن، بلیط اتوبوس رو از تابان سیر گرفتم چون تعریفش رو شنیده بودم ولی بچه های که با رویال اومدن می گفتن اتوبوس های رویال مناسب تر بوده، اتوبوس ما زیاد جالب نبود. چه رفت چه برگشت. ساعت 12 راه افتادیم حدودا 12 و نیم و 1 بود رسیدم مرز اونجا عوارض رو پرداخت کردیم. من از سوپری لب مرز تو ایران سیم کارت گرفتم که 40 تومن ازم گرفت یه سیم کارت داد بهم که فقط 300 درام شارژ داشت من تونستم یه بسته 300 مگ یک روزه اینترنت باهاش بگیرم و همون کارم رو راه انداخت، من واسه این سیم کارت گرفتم چون وقتی رسیدم ایروان باید با صاحب خونه هماهنگ می کردم واسه تحویل گرفتن آپارتمان، لازم به ذکره اگه نیاز نداشتین نگیرین سیم کارت لب مرز و اگه گرفتن تو خاک ارمنستان بگیرین قیمتش بهتره، من پول هامو تو صرافی اونجا چینچ کردم حدودا 200 دلار دادم و 95000 درام بهم دادن. ما ساعت دو و نیم از گیت ارمنستان رد شدیم حدود 2 ساعت منتظر اتوبوس شدیم کلا اتوبوس به اندازه ی کافی بین راه نگه می داشت ما حدودا ساعت 3 و 45 رسیدیم ایروان، از شانس بد ما 2 بار ماشین پنجر کرد که 1 ساعت و نیم واسه اون گذشت وگرنه زودتر می رسیدیم،من از قبل اپلیکیشن yandex رو نصب کرده بودم که به راحتی از ترمینال تا جایی که می خواستم برم رو با 600 درام رفتم من سه بار دیگه از این اپ استفاده کردم که اگه تاکسی می گرفتم هزینه م دو برابر می شد. خونه ای که تحویل گرفتم همه چی داشت و خیلی خوب بود مودمش portable بود و بیرون هم می بردیم،اونجا همه ی وسایل واسه آشپزی بود و همه چی هم مرتب بود و ما توی دو روزی که اونجا بودیم فقط یه وعده بیرون غذا خوردیم و بقیه رو با کنسرو و وسایلی که داشتیم غذا درست کردیم، عصر روز اول رفتم vac رو که خیلی نزدیک به میدون جمهوریه پیدا کردم، و روز بعدش هم کلا شهر رو گشتیم و جاهای زیادی هست که برین بگردین، روز بعدش که نوبت داشتیم نوبت من واسه ساعت 10 بود ولی من 8 و نیم رفتم اونجا، نزدیک به 14 نفر پشت در بودن که شامل یه خانواده 8 9 نفره بود، ساعت 9 و نیم زنگ زدیم رفتیم تو به همه شماره داد شماره من و همسرم شد 13 و 14 من به مسولش گفتم که من نوبت دارم وقتی دید گفتاینا قبل تو اومدن و تا قبل از 10 کارت انجام می شه و فک کردم باید کلا منتظر بمونم تا 10، ولی بعد دو نفر شماره 18 رفت تو که نوبت داشت واسه 9 و نیم و بعدش ما رفتیم، پس حتما نوبت بگیرید اگه رفتید. ما واسه ساعت 5 بلیت داشتیم 4 رفتیم ترمینال بلیت ها رو چاپ کرد و حدودا ساعت ساعت 2 ظهر روز بعد رسیدیم تهران
– افرادی که میخوان تنها برن اونجا هاستل هست که یک دقیقه با دفتر vac فاصله داره شبی 5 یا 6 هزار درام
– هزینه یه وعده معمولی تو اونجا حدود 2500 درامه
– هزینه رفت و آمد با اپلیکیش بین 500 تا 900 درام هر مسیر ( واسه 4 بار من 2100 درام پرداخت کردم)
– حتما پتوی مسافرتی با خودتون ببرین تو اتوبوس به شدت اتوبوسو سرد می کنن راننده ها
ریز هزینه ها :
خرید قبل سفر 150 تومن
بلیط رفت و برگشت دو نفر 1 میلیون
هزینه رفت و آمد 60 هزار
سیم کارت 40هزار
یک عده غذا برای دو نفر 180 هزار
هزینه خونه 660 هزار
هزینه عوارض خروج برای دو نفر 440 هزار
مجموع: دو میلیون و پانصد و سی هزار تومن


هتلی که من گرفتم، تکسیم اکسپرس هست. هتل خیلی خوبیه، به میدون تکسیم نزدیکه. نزدیک ترین هتل به VFS Global هتل Titanic DownTown هست که چسبیده بهم هستند. هتل خیلی محشری هم هست. من پیشنهاد می‌کنم هتل رو نزدیک تکسیم بگیرید، که بتونین رفت و آمد کنید. چون نهایت یکبار میرید برای بایومتریک. بقیه تایم رو‌میرین تکسیم و استکلال.
توی همون خیابون، هتل دورا، آیکون و آل این هم هستند که اکثر آژانس های ایرانی باهاشون کار‌می‌کنند و پر از ایرانی هست. اما یه تیکه از اون‌ خیابون که این‌سه تا هتل اونجا هستند، خیلی جای خوبی نیست. تعمیرگاه ماشین هست. نصف شب خلوت‌ میشه. یعنی اگه بخواین برین شب های تکسیم رو ببینید، یکم باید زودتر از بقیه دوستاتون که هتلشون تو‌ تکسیم هست برگردید. من خودم دیشب ساعت ۳/۵ برگشتم، خیابون شلوغ و‌امن بود. اما طرفای آیکون و دورا رو‌نمیدونم.

برگردیم سر بحث اصلی، من به ترکیه زنگ زده بودم، میدونستم کی سایت باز میشه، همین که باز شد وقت گرفته بودم چون میدونستم شلوغ میشه. برگه رزرو، نامه بایو و پاسپورتم همراهم بود. حدس میزدم‌بعد از تعطیلات خیلی صف شه. رفتم دیدم بله، صفه، چه صفی!!!! تو گروه خونده بودم که یه پسره برگه رزرو داشته، مستقیم رفته تو. منم از پله که اومدم پایین، مستقیم رفتم جلوی صف، به نگهبان گفتم باید برم تو ساعت ۸:۳۰ هست وقتم. متوجه منظورم نشد گفت صف وایسا، برگه رو نشون دادم گفتم ۸:۳۰ هست وقتم، الان ۸:۲۹ هست. باید برم تو. درحالی که بقیه که تو صف بودن داشتن چپ چپ نگاهم می‌کردند، رفتم داخل.
ازم نامه بایومتریک و پاسپورت رو خواست و پرسید که نوع سابمیت اینترنتی هست یا کاغذی؟ که گفتم آنلاین. بعد رفتم تو، دیدیم انبوه جمعیت اونجاس!!! اونایی که بیرون بودن هیچی نیستند! یه خانم و آقایی کنار من بودن، از ساعت ۷ اومده بودن، اما عین بانک شماره ها رو به ترتیب نمی‌خونه. نمیدومم معیار چیه؟ وقتی اونجا بودم، کناری هام شماره ۱۹،۳۲ و ۳۳ بودن، من شماره ام ۴۵ بود. ۵ دقیقه نشستم، بعد منو صدا کردند. رفتم‌ به میز‌ پذیرش شماره ام رو دادم، بعد گفت برو از تابلو نگاه کن که کدوم اتاق باید بری؟ رفتم اتاق مربوطه، یه پسر مودب با انگلیسی خیلی خوب بود. انگشت نگاری عین انگشت نگاری پلیس +۱۰ بود، فقط انگشت رو نمی چرخوندیم که حاشیه هاشم بیفته. خیلی معمولی گفت چهارانگشت دست راستت رو بذار، حالا ۴ انگشت دست چپت رو بذار،. دو تا شست. و به دوربین‌نگاه کن و چیییییک! عکس رو گرفت و گفت تامااام. دو سه روز دیگه ایمیل ثبت بایومتریک میاد و ۲-۳ هفته بعد نتایجت. گفتم زهی خیال باطل، ما ایرانی هستیم، رکورد انتظار در صف ویزا واس ماس  کل انتظار و کار من ۱۰ دقیقه طول کشید.
تا تجربیات بعدی، خدا نگهدار 

سلام خدمت دوستان
من میخوام از تجربه ی بایومتریکم در ارمنستان بگم . تقریبا ۹۰ درصد مردم برای انجام بایومتریک میرن ترکیه و من هیچ جا اطلاعاتی در مورد ارمنستان ندیدم برای همین خواستم این تجربه رو در اختیار بقیه بذارم ،امیدوارم براتون کاربردی باشه. با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت دلار منو همسرم زمینی سفر کردیم . از تهران تا ایروان حدود ۱۹ الی ۲۴ ساعت در راه هستید که از ۲۴ ساعت ۳ ساعت رو شما در مرز ایران و ارمنستان بخاطر چک کردن پاسپورت و چک کردن اتوبوس معطل میشید . ما ۵ خرداد ۹۸ رفتیم و هزینه بلیت رفت و برگشت برای هر نفر ۴۳۰ هزار تومن شد . شاید خیلی ها بگن ۲۴ ساعت خیلی سخته اما باید بگم که تجربه های جالبی در راه کسب میکنید و جاده های زیبای ارمنستان که طبیعت بی نظیری داره رو میبینید . یک‌نکته ی مهم بگم که اصلا از تهران “درام” نخرید چون این پول در تهران خیلی کمه و بخاطر همین موضوع گرون تر حساب میکنن . به محض اینکه برسید مرز اونجا پر از آدمهاییه که درام با نرخ خوب میفروشن . من ۳ صبح رسیدم مرز تعجب کردم که تو اون ساعت ۳ ، ۴ نفر داشتن درام میفروختن!! در تهران من درام خریدم ۳۶ تومن اما لب مرز ۲۹ تومن بود!!!! خود ایروان هم پر از فروشگاه ها و سوپر مارکتهاییه که دلارتون رو change میکنن و با نرخ خوبی درام‌میدن.
همه ی اتوبوس ها در میدان جمهوری ایروان نگه میدارن . من هتل kantar رو رزرو کردم شبی ۶۲ دلار. این رو هم بگم که این هتل هم آپارتمان داره ،هم هاستل و هم اتاق شخصی که بسته به انتخاب شما قیمتهاش متفاوته . در مجموع هتل تمیزی بود و پرسنل مودب و‌ مهربونی داشت . به قدری دسترسی خوبی داشت که اصلا نیازی نبود برای رستوران یا مرکز خرید تاکسی سوار شیم . فاصله هتل تا vac (مرکز انجام بایومتریک) پیاده ۳ دقیقه بود . در ارمنستان خوبیه مرکز vac اینه که خیلی خلوته و حتی اگه وقت نگیرید خیلی زود کارتون انجام میشه . من به صورت آنلاین ساعت ۹.۳۰ صبح وقت گرفته بودم ، راس ساعت رفتم تو کل کارمون هم در عرض ۵ دقیقه انجام شد .
 آدرس : 10 Vazgen Sargsyan St, Yerevan 0010, Armenia ، طبقه اول این ساختمان مرکز vac هست .
 در مورد هزینه غذا هم این نکته رو بگم که قیمت غذاهاش تقریبا مثل ایرانه و غذاهای با کیفیت متوسط نفری ۵۰ هزار تومنه .
موقع برگشت از ارمنستان وقتی رسیدید مرز اگر درام دارید حتما به همون افراد بفروشید چون در غیر این صورت ممکنه در تهران یا مشتری پیدا نکنید یا اینکه با قیمت خوبی ازتون نمیخرن !

سلام دوستان . من 28 ماه می از تهران به هلیفکس با آسترین پرواز داشتم.با دو استاپ وین و مونترال. تمام تجربیات رو با جزییات مینویسم.امیدوارم به کار دوستان بیاد.
اول اینکه من دو تا چمدون ، یه کری آن و یه کوله پشتی داشتم. چون قصد داشتم چمدونا رو سلفون پیچی کنم قبل از اینکه توی صف تحویل بار بایستم از یکی از کارمندا خواستم چمدونا رو برام وزن کنن تا بعد ببرم برای سلفون.با روی خوش منو به یکی از باسکول های خالی راهنمایی کرد و اجازه داد روی ترازو وزن چمدونا رو تنظیم کنم. در نهایت دو تا چمدون 23.400 ،یه کری 9 کیلویی و یه کوله پشتی 8 کیلویی داشتم.دوتا چمدونای بزرگ رو سلفون پیچی کردم با هزینه هرکدوم 20 هزار تومن.
بعد بارها رو تحویل دادم. برای اضافه بار هیچ کدوم از وسیله ها هیچی نگفتن. کوله پشتی هم چون سنگین به نظر نمیرسید اصلا وزن نکرد. ولی وقتی گفتم بارم رو میخام هالیفکس تحویل بگیرم تاکید کرد که اولین لند تو کانادا باید تحویل بگیری، سکیوریتی چک بشه و باز تحویل بدی. اصرار هم کردم که تحویل نگیرم گفت دست ما نیست. خلاصه کری هم برام تگ زد و هر سه تا کارت پرواز رو گرفتم و برگشتم پیش خانوادم. نیم ساعت قبل از پرواز دوباره از بازرسی رد شدم و رفتم سمت گیت.
هواپیمای اول اونقدرا که فکر کنین خوب نبود ولی برای یه پرواز 4-5 ساعته کاملا قابل تحمل بود. چون تعداد مسافرا زیاد بود هرکسی میخاست میتونست کری رو بفرسته تو بار. پذیرایی یه وعده صبحانه و چندین بار انواع نوشیدنی ها بود. بدون هیچ تاخیری به وین رسیدیم. کسایی ک ترانزیت بودن به سالن ترانزیت راهنمایی شدن که البته تابلوهای گویا هم داره.سالن ترانزیت زمانی که ما رسیدیم بسیار خلوت و تمیز بود. اینترنت خیلی خوبی هم داشت که بدون محدودیت زمانی تا پرواز بعدی به راحتی ازش استفاده کردم.
پرواز بعدی حدود 4 ساعت بعد بود که هواپیمای خیلی بهتری بود. تقریبا پرواز 9 ساعت طول کشید که یه وعده ناهار اصلی پذیراییشون بود و یه ساندویچ کوچیک آخرای سفر.نوشیدنی هم تمام مدت هرچی میخاستیم میاوردن،و مدام سرو هم میشد. عکس از غذاها هم گرفتم که اگه بتونم تو گروه میفرستم. صندلی ها مانیتور دار بودن و همه مشغول فیلم دیدن شدن.به راحتی 9 ساعت گذشت.مشکل اصلی هوای سرد بود که البته به هر کسی که میخاست پتوی اضافه میدادن.
ساعت 13:23 تو مونترال لند کردیم. بعد از چک پاسپورت، به سمت سالن دیکلریشن راهنمایی شدیم و همین فرمی که تو گروه هست رو الکترونیکی پر کردیم. کارمندای فرودگاه کنار مسافرا هستن و راهنمایی میکنن. در عرض 2 دقیقه فرم پر شد و یه رسید تحویل گرفتم.بعدش سریع رفتم سراغ بارها.چون نگران گم شدنشون بودم. بارها رو تحویل گرفتم و رفتم برای صدور ورک پرمیت. خیلی خلوت بود و حدود 10 دقیقه کلا طول کشید. خواستم سین نامبر هم بگیرم که گفتن تو فرودگاه مونترال انجام نمیشه. اومدم سمت وسیله ها و موقع خروج از سالن رسید دیکلریشن رو تحویل گرفتن ازم.در مورد هیچ کدوم از وسیله های همراهم چیزی نپرسیدن.فقط تاکیدشون روی گوشت بود. من یه ساندویچ کوچیک از پرواز قبلی پک شده تو کیفم بود ک گفتم اینو دارم.چک کرد و گفت باید بندازی دور.همین.در مورد اجیل ها هم چیزی نپرسید. اولین کاری که کردم تحویل مجدد بارها بود. همون موقع تحویلشون دادم که دست و پا گیر نباشن.
فرودگاه مونترال به شددددت شلوغ بود و اینترنتش اصلا مناسب نبود.من که به زحمت به اینترنت وصل شدم.طبقه پایین فرودگاه یه سیم کارت خریدم چون احتیاج داشتم و منتظر پرواز بعدی موندم که قرار بود با ایرکانادا انجام بشه.
این هواپیما دیگه دقیقا شبیه اتوبوس بود. ولی خب بدون تاخیر پرواز انجام شد. طول پرواز یک ساعت ونیم بود. پذیرایی پرواز آخر هم یه بسته بیسکوئیت و نوشیدنی غیر الکی بود.اینجا از پرواز قبلی هم هوا سردتر بود. اگه سرمایی هستین حتما یه لباس مناسب برای پروازها تو کری بزارید
تمام چیزایی که یادم بود رو نوشتم.اگه چیز مفیدی به ذهنم اومد حتما اضافه میکنم.یکی از مزایای jet lag هم همین انتقال تجربه به این سرعته.
آرزو میکنم همگی به راحتی و بدون هیچ دردسری سفرتون انجام بشه.این سفر برعکس چیزی که از قبل فکرش رو میکنیم اصلا استرسی نداره.

قبل از هر چیز بگم من اهل مهاباد یه شهر کوردنشین آذربایجان غربی ام که از شهرمون برا اربیل تقریبا هر روز اتوبوس هست که هزینه ش 100 هزار تومنه ولی حرکت اتوبوسا چه از پیرانشهر ،مهاباد یا ارومیه برای اربیل صبح 8 تا 10 که معنیش اینه شب رو باید اربیل بمونین و فرداش برین بایو ولی خب اتوبوس خیلی معطلی داره و لب مرز بخاطر چک کردن و بازرسی کردن ماشینا دو تا سه ساعت شاید لب مرز معطل شید ولی اگه روز قبل بایوتون برید پیرانشهر که با عراق مرز داره و شب رو پیرانشهر بمونید فرداش صبح زود میتونید با ماشین تا مرز برید که کرایه هر نفرش 5000 تومنه و همچنین عوارض خروج از ایران هم باید پرداخت کنید که اونم 220 هزار تومنه برا کسایی که بار اولشونه میرن عراق و برا کسایی که بار چندمه هزینه گفتن تا 400 تمن میرسه که ایران میگره ولی عراق هزینه ای نمیگره .لب مرز که ساعتتون رو باید یک ساعت و نیم بکشین عقب.از مرز عراق تا اربیل میتونید با تاکسی برید که همیشه هستن اونجا و کرایه هر نفر از مرز عراق تا اربیل 20000 دیناره که معادل تقریبا 250000 تومنه و فاصله از مرز تا اربیل تقریبا سه ساعته و از داخل شهر تا محل بایو رو میتونید تاکسی بگیرین که با 3000 دینار معادل 40000 تومنه ،فقط در مورد آدرس بایو که تو سایت واضح توضیح نداده و بعضی از تاکسیا نمیشناسن باید بگید همون خیابون گولان کنسول گری ترکیه میرین چون بایو همکف همون کنسول ترکیه است. بایوی اربیل ساعت 9/30 باز میشه که من اول وقت اونجا بودم و هر چند از قبل وقت گرفته بودم ولی خب خیلی خلوت و راحت بود و کارمنداش خیلی مؤدب و محترم بودن، خلاصه کار من تقریبا ده دقیقه طول کشید و از همونجا با تاکسی دربست 3000 دینار تا ترمینال رفتم و از ترمینالم همیشه برا مرز تاکسی داره که اونم همون 20000 دیناره و بعد ورود به مرز ایران بازم تاکسی تا ترمینال پیرانشهر با 5000 تومن نفری میره و از اونجا هم که اتوبوس و سواری برا بیشتر شهرها و مخصوصا ارومیه که مرکز استان آذربایجان غربیه هست و از ارومیه هم هوایی و هم زمینی میتونین تقریبا تمام نقاط ایران برگردید.

در مورد هزینه غذا و اقامت اربیل هم ،برا یک وعده غذایی برا یک نفر میانگین 80 هزار تومن در نظر بگیرین و برا هتلم من همون نزدیک ترمینال 20000 دینار برا یه شب دادم هر چند یه نفر بودم و اتاق یک تخته نداشتن و اتاق سه تخته بود که تمیز و مناسب بود .زبان رسمی هم که اونجا کوردیه و عربی . فارسی هم تقریبا میفهمن. مناظر زیبای بین کردستان ایران و عراق و امنیت و ارامش کوردستان عراق از نکته های خوبه رفتن به بایو اربیله.خلاصه من که خیلی راضی بودم و وقتی رسیدم پیرانشهر پروفایلو چک کردم که بایو ثبت شده بود.
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان

من به همراه خانوادم از حدود مرداد سال ۹۶ تصمیم به مهاجرت گرفتیم و بین استرالیا و کانادا شک داشتیم و در نهایت تصمیم گرفتیم برای کانادا اقدام کنیم.
اما با توجه به پایین بودن امتیازم که مربوط به بالا بودن سنم بود (۳۸ سال در زمان اقدام ) از طریق یکی از دوستانم با مجموعه پارس پیکاپ و آقای مهندس یارمحمدی آشنا شدم و اطلاعات خیلی خوب و ارزشمندی رو کسب کردم که من رو بی نیاز از گرفتن وکیل کرد. ( هرچند که قبلا از یک وکیل مشاوره گرفته بودم که ایشون گفتن شانست برای کانادا خیلی کمه )
شروع به خوندن زبان کردم و همزمان مدارک رو برای wes ارسال کردم. اواخر دیماه من و همسرم امتحان آیلتس دادیم. تقریبا نیمه بهمن ۹۶ همه مدارک آماده و در اکانت ساسکاچوان آپلود شده بود. در اون زمان باید منتظر میبودیم که سایت بدون اعلام قبلی باز بشه و سریع سابمیت کنیم. مدتها سایت باز نشد و نهایتا ۱۳ جون ۲۰۱۸ تونستم مرحله استانی رو در استریم اکسپرس اینتری سابمیت کنم.
در تمام این مدت در مورد همه جزئیات از پر کردن فرمها گرفته تا چگونگی مدارک و نامه های سابقه کاری و ……. از دانسته های مهندس یارمحمدی عزیز استفاده کردم که واقعا با حوصله و بدون هیچ چشم داشتی به اعضای گروه کمک میکردن.
تو این مدت هم سعی میکردم که سوالهای اعضای جدید گروه رو تا حد آموخته هام پاسخگو باشم.
در حالی که منتظر بودم ازم ادیشنال بخوان و روزی دو بار اکانت رو چک میکردم ، در کمال ناباوری دیدم که ۲۷ آگوست ۲۰۱۸ نامینیت شدم . پروسه استانی برای من واقعا کوتاه بود و انتظار نامینیت شدن در حدود ۲.۵ ماه و اون هم بدون درخواست مدارک اضافی رو نداشتم.
بعد از گرفتن دعوتنامه فدرال و سابمیت در ۲۵ سپتامبر مجدد انتظارها شروع شد و بعد از یک مرحله ادیشنال، سکیوریتی چک شروع شد. که در طول این مدت دو بار گوست آپدیت گرفتم. طی تماس تلفنی که داشتم گفتن الیجیبیلیتی پاس شده و همه چیز طبیعی هست. اما بعد از تمام شدن مدت شش ماهه وبفرم زدم و گفتن هیچ چیزی هنوز پاس نشده . جالبه که جواب این وبفرم ۷ روز قبل از ppr اومد واسم.
پس دوستان عزیزم خیلی نگران این نباشین که چندین ماه گذشته و هنوز هیچ اتفاق خاصی در پرونده تون نیفتاده . و اینکه جوابی که با تماس تلفنی می گیرید کاملتر و قابل استناد تر هست تا جوابی که از وبفرم می گیرید . ( البته این برداشت من بود و شاید درست نباشه )
روز ۲۹ آوریل گوست آپدیت سوم رو گرفتم و نهایتا امروز ۳۰ آوریل ۲۰۱۹ ایمیل ppr رو دریافت کردم.
امیدوارم همه دوستان پروسه مهاجرت رو با موفقیت پشت سر بذارن.

در سال ۲۰۱۶ تصمیم گرفتم که از ایران خارج شم. به هزار و یک دلیل. اطلاعاتم خیلی ناقص بود. در حدی که نمیدونستم قراره از روش دانشجویی برم یا اسکیل ورکر. حتی کشور مقصد هم برام مشخص نبود. پیش خودم گفتم فعلا مدرک آیلتس بگیرم تا ببینم چی پیش میاد.خلاصه یک سال رفتم کلاس آیلتس و در جولای ۲۰۱۷ امتحان آیلتس آکادمیک دادم. بعد از مدت کوتاهی با شرکت پارس پیکاپ آشنا شدم. دستورالعمل ها رو خوندم و حس کردم مهاجرت کانادا به شرایط من میخوره. اولین کار (و به قول مهندسین صنایع، مسیر بحرانی پروژه مهاجرت) دادن آیلتس جنرال بود. سریع رفتم آیلتس جنرال امتحان دادم و اورال نمره ۷ رو گرفتم. امتیازات خودمو محاسبه کردم crs من ۳۹۷ شد ولی حداقل امتیاز استانی آنتاریو ۴۰۰ بود. بنابراین با توجه به اینکه امتیاز fsw بالای ۶۷ و آیلتس clb7 رو داشتم، تصمیم گرفتم برای استریم اکسپرس انتری استان ساسکچوان اقدام کنم.

سابمیت استان ساسکچوان:
در اون مقطع زمانی باید پروفایل استانی ساسکچوان رو ایجاد میکردیم و منتظر باز شدن سایت برای سابمیت پرونده بودیم.
دسامبر ۲۰۱۷ پرونده استانی ساسکاچوان رو با ناک ۰۹۱۱ (مدیر تولید) تکمیل کردم؛ فقط نتیجه گزارش ارزیابی وس مونده بود. ۱ ژانویه ۲۰۱۸ سایت ساسکچوان باز شد و به دلیل نداشتن گزارش وس، نتونستم سابمیت کنم. گفتم اشکال نداره یک ماه دیگه سایت باز میشه سابمیت میکنم. همش منتظر بودم که سایت باز شه و سابمیت کنم؛ حتی بعضی شبا راحت نمیخوابیدم. چون ممکن بود مثلا ۲ نصفه شب یهو سایت رو باز کنن. یک ماه، دو ماه ، سه ماه گذشت و خبری نشد. هیچ! ماه ششم شد. جوئن ۲۰۱۸. ماه رمضون بود. دوستم منو دعوت کرد افطاری خونشون. به محض اینکه رسیدم خونش، یکی از دوستان زنگ زد و گفت : “رضا سایت باز شده، بدو سابمیت کن”. منم به وای فای خونش وصل شدم. سرعتش پایین بود هر چی تلاش کردم نتونستم سابمیت کنم. دیگه استرس گرفتم. ماشینو برداشتم و بی اختیار رفتم سمت خونه که اونجا سابمیتم رو انجام بدم. خونه ما غرب تهرون و خونه اونا شرق تهرون. تا رسیدم خونه، ظرفیت پر شد. خلاصه بعد از ۶ ماه انتظار از سابمیت جا موندم. منم دیگه داشتم دچار یاس و ناامیدی میشدم. تا اینکه در عین ناباوری سه هفته بعدش در تاریخ ۵ جولای ۲۰۱۸ سایت دوباره باز شد و اینبار فکر کنم اولین نفر سابمیت کردم دقیقا یک هفته بعد از سابمیتم هم ساسکاچوان، ناک مدیر تولید ۰۹۱۱ رو حذف کرد. اینجا شانس آوردم که تونستم سابمیت کنم. وگرنه شاید دیگه نمیتونستم به اسکیل ورکر کانادا فکر کنم.
نامینیشن استان ساسکچوان:
خوشبختانه بعد از ۴ ماه در نوامبر ۲۰۱۸ نامینیشن استانی ساسکچوان رو گرفتم. شبی که نامینیشن گرفتم خوشحالی وصف ناپذیری داشتم. یه پنجشنبه شب بود. ساعت ۲ شب. گفتم بذار قبل خواب پروفایلو چک کنم و دیدم زده Nominated.
فرایند فدرال و پایان کار:
برای فدرال اکسپرس انتری هم اواخر نوامبر ۲۰۱۸ سابمیت کردم و باز هم خوشبختانه طی ۵ ماه در ماه می ۲۰۱۹ ایمیل پی پی آر رو دریافت کردم.( باز هم پنجشنبه شب) 
اوایل جولای ۲۰۱۹ هم بلیط دارم که اگه خدا بخواد توی ساسکاتون لند کنم. در کل حس مثبتی دارم. به قول یکی از دوستان در مهاجرت چند تا حس رو باهم تجربه میکنیم. که حتی باهم در تناقض هستند. نگرانی برای پدر و مادر. خوشحالی. فکر و خیال. انگیزه . استرس و …
معذرت میخوام که طولانی شد.
هدف از این متن مفصل و مخصوصا بخش مربوط به جا موندن من از سابمیت، این بود که بهتون بگم واقعا ناامید نشید. تصمیم که گرفتین پشتش وایسین. تو همون مسیر محکم قدم بردارید. هر راهی که بسته شد، از یه راه دیگه میتونید برید جلو. عده زیادی رو دیدم که تو این مسیر بعد از صرف زمان، هزینه ، انرژی و بخصوص امید بستن، وسط راه ول کردن. امیدوارم شما از اون دسته نباشید.
و مهم تر از همه اینکه اگه خدا بخواد یه اتفاقی براتون بیفته، قطعا میفته. مخصوصا اگه با تلاشتون بهش اینو اثبات کنید.
موفق باشید.

درود به همه دوستان. دو تا اتفاق در فرودگاه ونکوور افتاده. خواستم که با شما به اشتراک بذارم. شاید بدرد بعضی از دوستان تازه وارد بخوره.
۱- یکی از مسافران با پرواز لوفتانزا با خانومش و دو تا بچه اش وارد فرودگاه میشن با ویزای توریستی. من بیرون منتظرشون بودم. افیسر فرودگاه بهم زنگ زد. گفت این خانواده واچر هتل ندارن کجا قراره برن؟ منم ادرس اونجایی که باید میرفتن رو دادم به افیسر. و بعد هم خداحافظی کرد. خلاصه ۲ ساعت دیگه گذشت دیدم خبری نیست ازشون. رفتم داخل فرودگاه به یه پلیس گفتم یکی از دوستان اومده ولی ظاهرا دیر کرده. پلیس گفت بیا بریم پیششون. رفتیم اونجا. دیدم دارن برمیگردوننشون. گفتم دلیلش چیه؟؟ گفت ایشون برای انگشت نگاری که رفته بودن تو فرم شون نوشته بودن کسی رو کانادا نمیشناسن. و واچر هتل هم داده بودن و پرواز هم عوض شده. چطور الان فامیل دارن.
و باید برگردن. خلاصه بعد اینکه بهش گفتن باید برگردی. همونجا اعلام پناهندگی میکنه. افیسر هم همونجا درجا ویزاشو سوراخ میکنه. و باز نمیزاره ورود بکنه. بعد هم رفتن با پرواز لوفت هانزا به المان و بعدشم به ایران. شماره وکیل شو بهم داد من هر چی زنگ زدم جواب نداد. بعد ۳ ساعت جواب داد. بهش داستان رو گفتم. بعد بهم گفت من وکیل نیستم. دانشجو هستم اینجا. براشون ویزا گرفتم.
۲-یکی دیگه از مسافرها هم امروز وقتی اومدن.۴ نفر بودن دو فرزند به همراه پدر و مادر. اینها هم ۴ ساعت موندن تو فرودگاه پلیس بهشون گفت‌ که شما توریستی اومدی دلیلش چیه که ۱۰ تا چمدون اوردی ؟ و گفت شما بلیط برگشت رو چرا بعد ۵ ماه گرفتی مگه پسرت ایران مدرسه نداره؟ مگه ونکوور چقدر جای دیدنی داره که ۵ ماه میخواهی بمونی؟. خلاصه به این دوست ما هم ویزای recorder دادن که بعد ۲ ماه باید برگرده. زیر ویزا هم نوشتن. نه میتونه اینجا تحصیلی بگیره. نه میتونه کار کنه.نه میتونه پناهنده بشه به هر دلیلی و باید دو ماه دیگه خاک کانادا رو ترک کنه.
خلاصه این بود که خواستم بگم دوستان حواسشون جمع باشه.
خیلی سخت میگیرن

سلام دوستان عزیز
میخواستم تجربه جالب و احتمالا منحصر به فرد ویزای توریستی کانادا رو به اشتراک بذارم.
1- سابمیت مدارک، 2- بیومتریک 3- تحویل پاس 4- پرداخت هزینه

تاریخ 28 may (بله درست نوشتم همه ی کارها رو تو یه روز تو دوساعت انجام دادم و پاس رو هم ازم گرفتن)
من مقیم کلمبیا در آمریکای جنوبی هستم و مدیر گروه زبان انگلیسی یه دانشگاه هستم با درآمد متوسط و معمولی.
مانده حساب بانکیم اندکی بیشتر از سه هزار دلار ولی کارت اعتباری هم داشتم. البته دعوت کننده دوست و همکلاسی قدیمی دانشگاهم بود که یه مهندس بسیار معتبر و کار کشته در کانادا هستش (البته سیتیزن نیست هنوز فقط پی آر)
تراول هیستوری حدود 17 تا کشور ولی هیچ کشور مهمی از جمله شینگن، انگلیس و استرالیا توشون نیست. (حتی ریجکت شینگن هم تو پاس جدیدم داشتم، البته نه به صورت مهر قرمز ریجکت، فقط مهر تحویل پاسپورت به سفارت بدون ویزا که معنیش میشه ریجکت به نحوی)
غیر از فرمها، پرینت بانک، کپی کارت اقامت اینجا، کپی کارت های اعتباریم، و گواهی اشتغال به کارم، کپی ویزا های موجود و گذشته و اصل پاسپورت، هیچ مدرک دیگه ای ازم نخواستن، حتی وقتی عنوان شغلیم (تو همون دانشگاه) عوض شد و گواهی اشتغال به کار جدید براشون فرستادم، عصبانی شدن و گفتن ما که این مدرک ازت نخواسته بودیم.
از طریق vfsglobal اقدام کرده بودم و کاملا درخواست بصورت دستی بود، بعد از دو ماه اکانت ایجاد کردم و به اپلیکیشنم وصل کردم عصر روز سه شنبه چهار سپتامبر یه ایمیل اومد که اعلام کرد درخواست ویزای شما تایید شده و دو روز بعد پاسم ویزا خورده با پست دی اچ ال اومد دفترم. کلا پروسه سه ماه و شیش روز طول کشید در حالی که این روند برای کلمبیایی ها فقط 18 روز هستش.
ویزای مولتی و اعتبار تا آخرین روز پاسپورتم.
تجربه شخصی میگه به دلیل اینکه دسترسی به اطلاعات در ایران بسیار سخت هست، مثلا بانکها و سایر ارگان ها به استعلام سفارت ها به راحتی جواب نمیدن (مخصوصا اون سفارت هایی که تو ایران نیستن) دلیل بسیاری از ریجکت ها میشه. روال به این راحتی نیست همیشه ولی میخواستم بگم که نا امید نباشید و با تمام دقت و صداقت همه ی تلاش تو نو بکنید.
موفق باشید.

سلام دوستان. من 28 اگوست پاس ریکوئست شدم. صبح جمعه شخصا پاسپورتم رو به VAC آنکارا تحویل دادم. مسئولش گفت اگر نامه ادمیشنت رو بیاری ببینم ترمت داره شروع میشه درخواست مینویسیم ویزات رو زودتر صادر کنن. رفتم دیدم نامه پذیرش من ننوشته بود که چند سپتامبر شروع میشه فقط نوشته پاییز 2018. به مسئولش بردم نشون دادم گفت نه من اینو قبول ندارم. گفتم پاسپورتم رو کی میفرستیذ به سفارت گفت دوشنبه صبح. به استادم ایمیل زدم گفتم یه نامه بفرست نشون بده من کلاسام داره شروع میشه باید زودتر اونجا باشم. استادم هم یه نامه رسمی برام فرستاد که من 30 اگوست دانشگاه ثبت نام کردم بعنوان دانشجوی تمام وقت. امروز صبح اول وقت نام پرینت شده رو بردم بهشون نشون دادم. گفتن نه دیگه دیر شده داریم میفرستیم. اومدم هتل ایمیل زدم به سفارت نامه استادم هم ضمیمه کردم گفتم من عجله دارم ویزای منو صادر کنید امروز تا من امشب برم کانادا. چند دقیقه بعد جواب دادن ویزای شما امروز صادر میشه و همین بعد از ظهر میتونی از وک تحویل بگیرید. اگر زودتر از این میخوای بگو تا مستقیم برات از سفارت بفرستیم. که من گفتم نه به همون وک لطفا بفرستید. بلافاصله جواب دادن پس بعد از ظهر از وک تحویل بگیرید.
در پایان لازم هست از تمام دوستانی که در این مدت به من کمک کردن بخصوص آقای یارمحمدی تشکر کنم

دوستان من با پرواز آلایتالیا رفتم رم و بعد تورنتو. نکته منفی ش این بود که به وزن کری‌آن من گیر دادن و مجبورم کردن کمش کنم. مجموع کری‌آن و کوله ام بیست کیلو بود و گفت باید هفت کیلو کمش کنی.
فاصله صندلیای هواپیماش تا رم هم نسبتا کم بود اما چیزی نبود که بخواد اذیت کنه زیاد.
استاپ من توی تورنتو دو ساعته بود که قرار بود هفت بشینه و نُه پرواز بعدی باشه به ادمونتون. اما نزدیکای هشت نشست و من مطمئن شدم که نمیرسم به پرواز بعدی و باید برم چک و چونه بزنم که مجانی بلیط برام صادر کنن باز تو همین فکرا بودم که وقت پیاده شدن از هواپیما توی تورنتو از بلندگوی هواپیما اسممو صدا زدن که خروجی هواپیما کارت داریم. یه خانمه بود که گفت دیدیم به پروازت نمیرسی و واست پرواز بعدی رو به ادمونتون رزرو کردیم و یه نفس راحت کشیدم و با خیال اسوده رفتم استادی پرمیت رو گرفتم و بعدشم چمدونا رو تحویل گرفتم و مجددا تحویل دادم.

سلام دوستان میخوام تجربه سفر با قطر ایرویز رو به اشتراک بزارم شاید کمکی باشه واستون.
من و خانومم از مشهد با نفری ۲تا چمدان ۲۵کیلویی و کری آن ۱۰ کیلویی و کوله پشتی رفتیم فرودگاه واسه وزن چمدونا خیلی گیر ندادن ولی گفتن کری آن رو نمیشه ببرین با خودتون یکی از پرسنل فرودگاه پیشنهاد داد که با خودتون ببرین بالا و بدین کسی که دستش خالیه واستون از آخرین گیت که کارت پرواز چک می‌کنه رد کنه و تو اتوبوس بهتون بده. ما هم همین کارو کردیم و بردیم تو پرواز .رسیدیم به دوحه .یک بار پذیرایی شدیم که خوب هم بوود ) استاپ ما دو ساعت بود که باید سریع خودمونو میرسوندیم به گیت. بعد از رسیدن به صورت رندوم چک میکردن وسیله ها مدارک سفر ما هم جز رندوم شدیم و چک کرد , به مسئول گیت که رسیدیم اون دوتا کری آن ۱۰ کیلویی رو بهمون گفت که اگه می‌خواین واستون بدم توی بار که خیلی راحت شدیم , طول پرواز به مونترال عالی بود مخصوصا پذیراییش البته سعی کنین هرچی خواب طلب دارینو بخوابین که اذیت نشین . به مونترال که رسیدیم یه قسمتی بود واسه فرم دکلر که کامپیوتری بود یه مسئولی هم بود که ازش سوال کنین ما که حسابی سوال پرسیدیم و فرم رو پر کردیم , ما با خودمون سبزی خشک و آجیل و زرشک و کشمش و ادویه و پیراشکی(گوشت) و دوتا باکس سیگار داشتیم . و مقدار دلار بیشتر از حد مجاز واسه همین نوشتیم که گوشت داریم رسید فرم رو که گرفتیم اولین آفیسر ازمون راجب گوشت پرسید که پیراشکی رو نشونش دادیم. راجب پول پرسید که مقدار دقیق رو بهش گفتیم بعدش مارو فرستاد واسه گرفتن استادی پرمیت و ورک پرمیت که اونجا با برخورد خوب افیسرا مواجه شدیم و استادی پرمیت خانومم و اپن ورک پرمیت منم صادر شد و رفتیم به سمت تحویل بار و بعدش به سمت خروج تو خروج اون فرم دکلرو میبینن ماهم چون مشکل داشتیم فرستاد یه سالنی تا پلیس گمرک ببینه فرممونو و وسیله هارو اولین سوالش راجب گوشت بود که پیراشکی رو دید و گفت یا بخورید یا بندازین دور که گفتیم بندازیم دور بعدش راجب پول پرسید که مقدار دقیقو بهش گفتیم و فقط نگاه کرد اصلا نشمرد و گفت موفق باشید .
نکته : کنسرو نیارید شانسیه یه پسری جلو ما بود به خاطر کنسرواش همه بارشو باز کردن و چک کردنش
نکته ۲: حتما صادق باشید خیلی واسشون مهمه
نکته ۳ : نشون بدید که استرس ندارین

دوستان سلام، میخواستم یه تجربه رو به اشتراک بذارم، پدر و مادر من ساکن لنگرود ( گیلان) هستن و برای انگشت نگاری، زمینی رفتن باکو. سفر خیلی راحتی داشتن، ۴ ساعت تا آستارا با ماشین خودشون رفتن، صبح زود رسیدن گمرک، ماشین رو تو پارکینگ گذاشتن و با ویزای آذربایجان که براشون آنلاین گرفتم و‌۲۴ دلار امریکا شد نفری، وارد آذربایجان شدن و بعد با یه تاکسی رفتن وک باکو و تو ۲۰ دقیقه کارشون تموم شد، بعد با تاکسی برگشتن مرز آستارا و وارد آستارا شدن و راهی خونه. یعنی همه رفت و امدنشون شد یک روز.
هزینه ها برای یک نفر:
-ویزای آنلاین آذربایجان: ۲۴ دلار امریکا
-تاکسی از مرز آذربایجان به دفتر وک باکو: ۳۵ منات
-تاکسی برگشت از وک به مرز آستارا: ۳۰ منات
خورد و خوراکشون رو هم هرچی دلشون خواسته بود با خودشون برده بودن و کسی تو مرز گیر نداد بهشون.
*منات رو هم ۵۲۰۰ خریده بودن.
* ساعت کاری مرز هم ۲۴ ساعته شده.
کلا بدون غذا شد: نفری حدود ۱۱۰ منات که میشه ۵۸۰ هزارتومن.
از مسیر و خلوتی و مؤدب بودن همه افرادی که تو مسیر بودن هم راضی بودن.
امیدوارم این مطالب به کار دوستان
دیگه هم بیادش.

سلام دوستان من امروز نامه پاس ریکوئستم اومد خواستم چندتا نکته بگم که شاید به بعضی ها کمک کنه
اول اینکه من زمان سابمیت هیچ کدوم از مدارک اضافی لازم برای ایرانیها ( از قبیل سوء پیشینه، گردش حساب، تای، شناسنامه، استادی پلن و …) را آپلود نکردم و فقط با نامه پذیرش دانشگاه و گذرنامه درخواستم را سابمیت کردم. بعد از چند روز که متوجه شدم مدارکم ناقصه خیلی استرس گرفتم و تقریبا مطمئن بودم که ریجکت میشم. اما شروع کردم به جمع کردن مدارک و ده روز بعد از طریق وب فرم مدارک اضافی را فرستادم (که البته هیچ جوابی از طرف سفارت دریافت نکردم)
نکته دوم این که من مادرم را به عنوان ساپورتر معرفی کردم و پرینت حساب ایشون را گذاشتم. توی حساب خودم بیست ملیون بیشتر نبود. در ضمن اصلا تعهد محضری هم نگرفتم از مادرم چون به نظرم مسخره اومد که آدم از مادرش تعهد بگیره که هزینه هاشو تقبل کنه!
نکته سوم اینکه هیچ گونه جاب آفری نداشتم و وقتی هم اون 7تا سوال را اسک شدم در جواب سوال آخر فقط نوشتم که میخوام استاد دانشگاه بشم
نکته چهارم این که در پاسپورتم سابقه سفر عراق و عربستان داشتم و هیچ مشکلی ایجاد نشد
نکته پنجم این که چون پاسپورتم تا آخر 2018 اعتبار داشت بعد از بایو عوضش کردم و به محض اینکه پاسپورت جدیدم رسید اسکنشو با وب فرم برای سفارت فرستادم (که این بار بعد از ده روز جواب دادن که پاسپورت جدید به پروفایلتون اضافه شد)
همه مواردی که گفتم شاید باعث طولانی تر شدن پروسه شده باشه اما باعث ریجکتی نشد…به نظرم ما خیلی عادت داریم همه چیز را بزرگ کنیم و خودمون را بترسونیم. در صورتی که آفیسری هم که اونجا هست آدمه نه روبات و اگر ناقصی وجود داشته باشه اسک میکنه
ببخشید که مطلبم طولانی شد، امیدوارم مفید باشه واسه دوستان

ما بلیط رو از سایت flytoday خریدیم که نفری ۴۹۰۰. البته دو،سه روز زودتر اومدیم، چون بلیط روزی که ما می‌خواستیم ۸ تومن بود، دلیلش رو نمیدونم. دوتا استپ قرار بود داشته باشه، توی فرانکفورت و مونترال، اما ما بدلیل اینکه پرواز دوممون ۲ساعت تاخیر داشت، کارهای ویزامون طول کشید و یه ربع دیر رسیدیم به پرواز آخر، که رفته بود. اما چون همه ی پروازهامون با شرکت لوفتانزا بود و خودشون تاخیر داشتن، بهمون بلیط آخری رو مجانی دادن، اما متاسفانه یک استپ اضافه داشت و خسته شدیم. درنهایت پروازهای ما شد ایران، فرانکفورت، مونترال، تورنتو، کلگری. توقف مون توی آلمان ۸/۵ ساعت بود و نیازی به ویزای خاص دیگری نداشت. گیتار رو توی همه پروازها همسرم بعنوان کری آن برد داخل اما کیف لپ تاپ یا کری آن دیگری نداشت. من هم یه کیف لپ تاپ سنگین حدود ۱۰ کیلویی و یه کری آن ۸ کیلویی داشتم. دوتا از اول پذیرایی شون خوب و با فواصل عالی بود، تا گشنه مون میشد یه وعده میدادن. درکل هر کدوم ۲_۳بار پذیرایی کردن و غذاشون هم کافی بود بطوریکه آقایون هم سیر میشدن. اما دوتا پرواز آخر که داخلی کانادا بودن، فقط یه نوشیدنی مجانی داشتن که من از خستگی چای خوردم، بقیه غذاهاشون پولی بود و نخوردیم حتی بیسکوییت. بنابراین یه خوراکی توی کری آن برای پرواز داخلی داشته باشید. همه فرودگاه ها وای فای مجانی دارن که میتونید راحت به خانواده ها اطلاع بدین که رسیدین. اول باید به وای فای وصل شید، بعد صفحه گوگل کروم رو باز کنید و مشخصات وارد کنید، بهتون ایمیل میده، ایمیل رو باز کنید و تایید کنید، راحت وصل میشید. بعد میتونید از واتس اپ یا تلگرام استفاده کنید. بقیه مراحل جابجایی بین دو پرواز یا اقدام برای ویزای دانشجویی سخت نیست و همه کمکتون میکنند اونجا، دوستان هم توی گروه زیاد تکرار کردن. توی مونترال چمدونمون رو نگشتن، اما ما گزینه اول که weapons بود رو تیک زدیم، چون به افسری که گذاشته بودن کمک کنه گفتم ما قیچی معمولی همراهمون هست و نمی‌دونیم که باید گزینه ابزار رو تیک بزنیم یا نه، اون هم گفت قیچی سلاح محسوب میشه. حدودا ۷-۸ بار سوال پرسیدم، بنابراین نگران نباشید، فقط در مورد هرچی که شک دارید سوال زیاد بپرسید و اونها هم کمکتون میکنند. در نهایت هم حتی برای قیچی بار رو نگشتن.
وقتی رسیدین باید تاکسی بگیرید که تاکسی‌متر داره، و ما فقط ۱۰۰ دلاری همراهمون بود، راننده هم پول خورد نداشت و به همین بهانه ۵ دلار اضافه گرفت، بنابراین یه مقدار پول رو از قبل یا توی فرودگاه خورد کنید. نزدیک به ۵۰ دلار یا بیشتر رو به ۵ دلاری و ۱۰دلاری تبدیل کنید. توی فرودگاه آب خوری ندارن بخصوص فرانکفورت و آب هم قیمت های متفاوت داشت، نیم لیتر ۱_۳ یورو، بنابراین توی پرواز یه بطری آب اضافه بگیرید و بگذارید توی کری آن. اگر هم خواستید آب بخرید، بزرگترین فروشگاه توی فرودگاه رو پیدا کنید و آب ۱ یورویی بخرید.
نکته دیگه ای یادم نمیاد
موفق باشید

میخواستم تجربه سفرم رو در میان بگذارم ، البته فک میکنم کاملا نادره و قابل تعمیم دادن نیست. پس نگران نباشید.
من چهارشنبه بامداد ( ۲۱ جون ) به مقصد هالیفاکس پرواز داشتم.( خط هوایی لوفتانزا)
مسیر پرواز : تهران – فرانکفورت- لندن – هالیفاکس بود.
اول در خصوص بارها:
آژانس به من گفته بود سه تکه میتونم ببرم بالا، کیف دستی زنانه، کیف لپ تاب و کری آن.
و اینکه از اضافه بار که خیلی سنگین نباشه چشم پوشی میکنن. مثلا ۲۵ کیلو.
من یه کیف دستی زنانه سبک داشتم، کیف لپ تابم فقط لپ تاب توش بود نه چیز دیگه . و کری آنم تقریبا ده کیلو بود. هیچ کدام حجیم و سنگین نبود که تابلو باشه.
دو تا ساکم هم یکی ۲۴ و۲۰۰ بود یکی کمتر از ۲۷ کیلو( ۲۶ و خورده ای )
چک این هم آنلاین انجام داده بودم.
وقتی به گیت مراجعه کردم. گفت تو کابین دو تکه بیشتر اجازه نداری ببری و باراتم روی هم ۴ کیلو اضافی است. میتونم دو تا کار برات انجام بدم اول اینکه :که دو تا چندان اضافه میزنم هر کدام ۲۳۰ دلار و ببر بذار تو بار و چیزی به اسم اضافه بار کیلویی وجود ندارد.
دوم: اینکه کری آن و سه کیلو بار اضافی کلیت رو یکی کنی و بدی بار یه چمدان اضافه بزنم.
و نهایتا همین کارو کردم و بابتش یک ملیون و صد پول دادم. که گفت به ارز دولتی حساب کردن.
البته نکته جالب توجه این بود که عزیزانی که توی صف معمولی و طولانی بودند با این قضیه روبه رو نشدند و خودم دیدم که اجازه بالا بردن ۳ تکه سنگین مثل کوله کوهنوردی هم بشون داد. اما من که قسمت چک این آنلاین بودم وضعم اینجوری شد.
دوم در خصوص ارز که میبرین:
از گیت اول قبل از تحویل بارها که داشتم رد میشدم کامل منو گشت و گفت پولاتون زیاده در صورتی که نبود و ارز همراه من فقط دلار کانادا بود. و هنوز ارز مسافرتی ۱۰۰۰ یورو مو نگرفته بودم. که بش گفتم چقدر دارم و اگه دوست داره بشماره،که دیگه بیخیال شمارش شد.
بعد از تحویل بارها و رد شدن از قسمت گذر نامه قبل از سوار شدن ، مجددا داشتن همه رو خیلی دقیق می‌گشتن و خانم جلویی منو به خاطر میزان پول همراهش نگه داشتند و تقریبا بعد از نیم ساعت معطلی و اثبات اینکه این پول ماله سه نفره اجازه عبور دادند.
به من دیگه اینجا چیزی نگفت. فقط پاسمو گرفت و مثلا شوخی کرد که میخواستم ببینم چند سالته و…. اما ظاهرا با چند نفر دیگه هم این کارو کرده بودن. ( طبق دیده ها و شنیدن از بقیه مسافرین داخل صف . حالا نمیدونم اگه راضی نمی شد ، میخواستن چیکارش کنن
در خصوص خود پرواز:
از تهران تا فرانکفورت با بوئینگ ۷۴۷ رفتیم که خوب همه چی خوب بود. البته با نیم ساعت تاخیر.
فرودگاه فرانکفورت کاملا بزرگه اما به همان اندازه مرتب و همه چی در دسترس و با ساعت مناسب بین کانکشن مشکلی پیش نمیاد که کانکشن ما ۳ ساعت بود و با وجود نیم ساعت تاخیر مشکلی پیش نیومد.
از فرانکفورت به سمت لندن هم با ایر باس a32 رفتیم کوچک بود و تنگ ولی مشکلی نبود. اینجا هم یک ساعت ونیم فاصله بود بین دو پروازم.
لندن فرودگاه بزرگ ولی بی نظمیه. اینجا بعد از اینکه در مسیر کانکشن قرار گرفتم. جایی که بار ها رو چک میکردن. از من پرسیدن اهل کجایی ؟و بعد کاملا منو بازرسی بدنی کردند. با وجود اینکه من هیچ گونه خوردنی و مایعات و لوازم آرایشی بالای ۵۰ میل همراهم نبود. و اون کرمی هم که همراهم بود ، پلمپ بود و کاملا جدا در یک زیپ کیپ گذاشته بودم و خودم خارج کرده بودم از کیفم ، لپ تاپ و گوشی هم تحویل داده بودم.
بازم دونه دونه باز کرد و از کیسه خارج کرد و از زیر دو تا دستگاه مختلف رد کرد . و با یه چیزی هم از کفشام نمونه گرفت گذاشت زیر دستگاه و گفت ببخشید فقط برای اطمینان خاطره.
بعد که دیگه زیپ کوله لپ تابم پاره کردن و پرواز داشت بلند میشد.ناگهان یکی شون اومد گفت با لوفتانزا اومدی ، گفتم بله ، دیگه ادامه نداد و گفت بدو برو.
با کلی بدبختی با یه کوله بدون زیپ دو طبقه رفتم بالا و به عنوان آخرین نفر سوار هواپیما شدم.
و حالا پرده آخر:
وقتی رسیدم هالیفاکس و کارهای استادی پرمیتمو انجام دادم دیدم چمدونام نیست. گفتن از لندن تماس گرفتن گفتن نفرستادن. وبعدا براش میفرستیم. اینجام یک ساعت معطل شدم تا فرم هارو پر کردم و یه ادرس بشون دادم که اگه واقعا بارام گم نشده لطفا بم بدین .بعد کلی عذر خواهی کردن گفتن حتما میفرستیم نگران نباش .دقیقا جمعه عصر تازه چمدونام به دستم رسید.
ضمنا در فرودگاه هالیفاکس هم فرم دیکلریشن الکترونیکی گذاشتن دیگه کاغذی نیست.
انشالله که همه عزیزان سفر سلامت و راحتی داشته باشن.

من چهارشنبه از تهران اومدم مونترال (تهران – فرانکفورت با لوفت‌هانزا و فرانکفورت – مونترال با لوفت‌ هانزا آپریتد بای ایر کانادا). چندتا مورد بود خواستم بگم:
۱-  در رابطه با ارز اصلا سوال نکردن تو فرودکاه امام (شاید قیافمون به پولدارا نمیخورد. البته من خودم کمتر از ۵۰۰۰ یورو داشتم.
۲-  من دوتا چمدون بار داشتم، یکی ۲۳/۵ و یکی ۲۴/۸۰۰ به‌اضافه یه کری‌آن حدودا ۹ کیلو و یه کیف لبتاپ. با اینکه تو بلیط نوشته بود دو عدد بار ۲۳ کیلیویی اما اصلا گیر ندادن بهم که اضافه‌بار داری. کری‌آن و کیف لبتاپ رو اصلا وزن نکردن.
۳-  هر دو پرواز عالی بود و پذیراییشون خوب بود. غذاها سالم و خوب و قابل خوردن بودن مثل پاستا، چیکن و … هرنوع نوشیدنی بود آبمیوه تا شراب و چایی.
۴-  توی فرودگاه مونترال دیکلریشن فرم به صورت آنلاین و از طریق دستگاههای موجود در اونجا پر میشه و مفادش مثل همین فرم دیکلریشن هست. اول پاسپورت رو میگیریم تو قسمت بارکدخوان و بعدش اطلاعات رو پر میکنیم و آخرش یه عکس میگیره و یه رسید میده که موقع خارج شدن از فرودگاه به آفیسر میدیم. من کلی پسته ، آجیل ، مغز گردو داشتم. به‌اضافه برنج به اندازه ۸کیلو . عسل ، عرقیجات ، چندتا تن ماهی و مویز هم داشتم که اصلا ندیدن چمدونارو.
۵- برخورد آفیسر خوب بود و چندتا سوال جزئی پرسید و بعدش استادی پرمیتم رو صادر کرد و راهنماییم کرد.
۶-  از فرودگاه مونترال تا مرکز شهر با تاکسی حدودا میشه ۴۰ دلار.
۷-  فرودگاه فرانکفورت (برای ترانزیت) خیلی بزرگه و بهتره سوال کنین اونجا که مسیری رو اشتباهی نرین.
۸-  هردو بلیط تو تهران صادر شد.
پاینده باشین و ممنون از همه عزیزان که چندین بار مزاحمشون شدم و زحمت دادم بهشون.

چون پرونده من و همسرم چند تا نکته بدرد بخور داره ، گفتم باهاتون درمیون بزاریم
دیروز پس از ۲۷ هفته انتظار همسرم ک استادی پرمیت بودن پاس شدن
من هم که ویزای ویزیتور همراه بودم قبلا اطلاع دادم ک ۲۲می پاس شدم
سابمیت ؛ ۱۹جون ۲۰۱۷
بایو استامبول ؛ ۵ جولای
ریفیوز ؛ ۱۳ جولای
رشته همسرم مستر مجدد meng دانشگاه وسترن اونتاریو،یکساله بود
بدلیل نداشتن اطلاعات برای نوشتن loe ریجکت شدیم و اطلاعات غلطی ک یک دانشجو در کانادا به ما داد ک البته دوستی رو ب ما معرفی کرد و ایشون لطف کردن ما رو با این گروه اشنا کردن.
بعد از نوشتن  loeو تغییر دانشگاه به کنکورد یا کبک با همان رشته ولی کورس یکسال و نیم دوباره سابمیت کردیم
سابمیت ۳۰ نوامبر
بایو ۷دسامبر گرجستان
اسک ٨دسامبر
ایمیل ماهانه ۶ بار!
وب فرم ۶مارچ برای فرستادن نامه دیفر
۱۶مارچ پاسخ وب فرم ک بک گراند چک هستین و نامه پذیرش جدید اپدیت شد در فایل
اپدیت بدون ایمیل ٨می برای همسرم
۱۷می برای خودم
۲۲می پاس ریکوئست ویزای توریستی همراه خودم
 1 جون اپدیت دوم همسرم
۵ جون پاس ریکوئست همسرم
تمکن مالی حساب مشترک ۱۳۰ میلیون
حساب جداگانه خودم ۴۰ میلیون و همسرم ۶۰ میلیون
گردش حساب ۶ماهه مشترک ۴۰۰ میلیون
سند ماشین خودم ، سند اپارتمان همسرم
مدارک مدیرعامل شرکت مهندسی همسرم
نامه جاب افر شغل خودم به عنوان روانشناس دبیرستان (مدرک ارشد روانشناسی از دانشگاه هند)
مدارک پزشکی پدر همسرم و مادر خودم بعنوان تای
خلاصه اینکه برای اینکه ریجکت شده بودیم هر چی به ذهنمون رسید جز مدارک گذاشتیم ، حتی لوح تقدیر ، عکسهای فعالیتهای گروهی محیط زیستمون ، منم یک loeچند صفحه ای خیلی خودمونی و غیر رسمی نوشتم.خیلی راحت با افیسر درددل کردم.
راستی پولمونم فقط دو روز تو حساب بود بعدش برش داشتیم.
قدردانی ویژه از آقا مرتضی
و تمامی ادمین ها و شما عزیزان ک امید دارم بزودی ویزاتون بیاد فقط امیدتون رو از دست ندید چند تا وکیل به ما گفتن پرونده شما با سابقه یکبار ریجکت پاس نمیشه!!!!
راهنمایی های آقا مرتضی همیشه تو بدترین شرایط بهمون امید میداد.
ممنون ک پرحرفی منو تحمل کردین

سلام ، وقت بخیر
من برای ویزای  ویزیتوری اقدام کرده بودم:
١- سابمیت ٨ فوریه
٢- بایو ٢١ فوریه
٣- دریافت نامه ریجکتی  امروز
(١۴ مارچ) ، دلیل اعلام شده از طرف آفیسر:
١- تراول هیستوری
٢- نداشتن تای فامیلی در کانادا و ایران
توضیحات زیر رو برای اطلاع دوستان می نویسم:
من تو ۵ سال اخیر ١۵ مسافرت خارجی داشتم که ٣ مورد اون تو حوزه شنگن بوده و ویزای یکساله شنگن هم دارم که ٩ ماه از اعتبارش باقی مونده . توی مسافرت هایی که رفتم یک روز هم overstay نداشتم. توضیح هم داده بودم که هیچ مسافرت خارجی بیش از دو هفته نداشتم و مدت زمان حضورم در کانادا رو هم دو هفته اعلام کرده بودم.
کسیکه منو دعوت کرده بود دوست قدیمی من بود و نسبت فامیلی نداشتیم.
برای تای مدارک شغلی (گواهی اشتغال ، سابقه بیمه، فیش حقوقی دو ماه آخر، درخواست مرخصی و موافقت با درخواست مرخصی) و همچنین ترجمه سند خونه رو گذاشته بودم.
تو LOE توضیح داده بودم که من با مادرم زندگی میکنم و سرپرستی ایشون با منه.
موجودی حسابی که اعلام کرده بودم ١٣۵ میلیون بود.
از تمام دوستانی که اطلاعات خودشونو بدون هیچ چشمداشتی در اختیار من و سایرین گذاشتن ممنونم.
امیدوارم همگی موفق باشید

هزینه تغییر تاریخ بلیط : پرداخت جریمه ثابت تغییر تاریخ + اگر کلاس نرخی بلیطی که خریدید موجود نباشد مابه التفاوت بلیط جدید را هم باید پرداخت کنید .
برخی بلیط ها با نام flex کمی گرانتر هستند ولی با شرایطی تغییر تاریخ آنها رایگان است .
قانون عدم ورود مایعات بالای ۱۰۰ میلی لیتر در کابین هواپیما شامل عطر , خمیر دندان , کرم , عسل , مربا و هرچیزی ازین دست میشه . حتی شیر مادر و یا اسباب بازی هایی که ۱۰۰ میلی لیتر مایعات داشته باشند اجازه ورود به هواپیما ندارند مگر اینکه در سالن ترانزیت بعد از سکیوریتی خریداری شوند .
بلیط به مقصد کانادا با دو توقف در شینگن مجاز نیست مگر اینکه ویزای شینگن بگیرید . اما یک توقف در شینگن و مثلا یکی در لندن اشکالی ندارد.

دوبلین ویزای ترانزیت میخواهد .
توقف در شینگن و لندن به شرطی که از ۱۲ شب رد نشود مشکلی ندارد .
اگر ویزای غیر مهاجرتی یا غیر اقامت دائم دارید و پرواز ترکیش دارید , بهتر است بعد از استانبول توقف در اروپا نداشته باشید و مستقیم از استانبول به کانادا بروید . زیرا از ترس پناهنده شدن در کشور ثالت مشکلاتی برای سوار شدن شما ایجاد خواهد شد و گاها اجازه سوار شدن به شما نمیدهند .
اگر پرواز شما بصورت کانکشن باشد خود ایرلاین تا اولین لند در خاک کانادا بارهای شما را جابجا خواهد کرد و نیازی به گرفتن بار در وسط مسیر نیست .
توقف در وسط راه زیر دو ساعت کمی ریسکی است چون در صورت تاخیر پرواز اول یا پیدا نکردن گیت پرواز بعدی , ممکن است پرواز بعدی را از دست بدهید .
در صورت تاخیر توسط ایرلاین یا به علت بدی آب و هوا اگر به پرواز بعدی نرسید ایرلاین موظف است در اولین پرواز بعدی که جای خالی داشته باشد به شما بلیط بدهد .
در اکثر مواقع تمامی کارت پروازها را در فرودگاه مبدا ایران تحویل خواهید گرفت .
در وب سایت اکثر ایرلاین ها میتوانید با نام خانوادگی و بوکینگ رفرنس کد وارد شده , صندلی و غذای خود را انتخاب کنید . بوکینگ رفرنس کد در اکثر مواقع یک ترکیب ۵ حرفی از عدد و حروف انگلیسی است مانند PG5DW
بار شما به مقصد کانادا ۲ عدد چمدان هرکدام ۲۳ کیلویی و بسته به ایرلاین یک کری آن یا کیف لپ تاپ است . اضافه بار در مسیر کانادا به ازای هر کیلو نیست . بسته به ایرلاین بصورت هر چمدان اضافه یا افزایش وزن چمدان از ۲۳ تا ۳۲ کیلوگرم است که باید خریداری شود .
وقتی اولین بار هست که تشریف میبرید اولین استاپ در خاک کانادا باید بارها رو تحویل بگیرید و کارهای ویزا و استادی پرمیت رو انجام بدید . دوباره بارها رو تحویل پرواز بعدی بدید .
دکلریشن فرم را قبل از پرواز دانلود و مطالعه کنید . بسته به فرودگاه کانادا ممکن است این فرم را دستی و یا کامپیوتری پر کنید . کلمه دکلریشن را در گروه سرچ کنید نمونه فرم هست .
هر فرد یا خانواده ۴ نفره (بسته به نحوه پرکردن دکلریشن فرم) بدون اظهار کردن در دکلریشن فرم میتوانید معادل ده هزار دلار کانادا از مجموع تمام ارزهایی که همراه شماست داشته باشید .
برای ورود اجناس تان بدون پرداخت مالیات در دفعه اول یا دفعات بعدی میتونید فرمهای bsf 186 و bsf 186i که جایگزین فرمهای b4 شده اند را به همراه عکس از اجناسی که میخاهید ببرید پرکنید .کلمه bsf یا bsf186 را در گروه سرچ کنید نمونه فرم هست .
برای دیدن مسیرها و قیمت ها میتوانید این سایتها رو چک کنید و پروازهای موجود رو ببینید
google flights , skyscanner , kiwi.com , momondo
و پس از انتخاب , پرواز مورد نظر را یا ازین سایتها یا از سایت خود ایرلاین مورد نظر یا ,,, خریداری کنید
به زمان ها و محل های توقف و میزان بار دقت کافی داشته باشید
سایتهای دیگه هم مثل علی بابا و فلایتیو و فلایت تودی و … هم هستند .

طبق مقررات دولتى و مرزبانى کانادا ورود این مواد به کانادا ممنوع است:
گوشت , ماهى خام , سبزیجات تازه , مواد لبنى مثل پنیر , دانه هاى گیاهى قابل کاشت ممنوع است
همراه داشتن کنسرو معمولا بلامانع است
پسته خام تازه ممنوع اما خشکبار در حد معمول اگر “اعلام شود” بلامانع است

همراه داشتن ماریجوانا حتى با نسخه پزشک ممنوع است.
همراه داشتن اسلحه و اسپرى فلفل هنگام ورود به کانادا بطور کلى ممنوع است.
همراه داشتن دارو در حد مصارف شخصی و معمول با نسخه پزشک بلامانع است.
الکل در حد ( ١.۵ لیتر شراب یا ٢۴ قوطى آبجو (نه ترکیب هر دو) سیگارت در حد ٢٠٠ نخ ) سیگار برگ ۵٠ نخ
حیوانات خانگى شامل سگ و گربه زیر سه ماهگى بدون برگه واکسیناسیون و بالاى ٣ ماه با برگه واکسیناسیون سه سال آخر بلامانع است
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . التماس دعا . یا علی مدد

من و همسرم تابستون دو سال پیش تصمیم به مهاجرت گرفتیم. اون موقع هیچ اطلاعی از برنامه های مهاجرتی نداشتیم و با هیچکدوم از این گروه های تلگرامی مهاجرتی هم آشنا نبودیم. اول به فکر گرفتن ویزای کار افتادیم هدفمون هم در ابتدا استرالیا بود. بعد کمی پرس و جو از دوستان، به این نتیجه رسیدیم که استرالیا بازار کار خوبی برای رشته ما نداره و کانادا گزینه بهتری هست برامون و همچنین بهتره از طریق یک برنامه مهاجرتی اقدام کنیم تا از طریق ویزای کار.
کمی راجع به برنامه های مهاجرتی کانادا تو اینترنت سرچ کردیم و یک دیدگاه کلی پیدا کردیم .
بدون اینکه تصمیم بگیریم از چه برنامه ای میخوایم اقدام کنیم نشستیم دوتایی با هم زبان خوندیم و اولین بار اسفند ۹۶ امتحان زبان دادیم و هر دومون نمره ۶.۵ گرفتیم.
بعد کمی پرس و جو متوجه شدیم با این نمره میتونیم از روش اکسپرس اینتری استان ساسکاچوان اقدام کنیم. مدارکمون رو ترجمه کردیم و برای WES اقدام کردیم و خلاصه تیرماه ۹۷ همه چیز آماده بود و منتظر بودیم سایت باز شه و برای برنامه اکسپرس ساسکاچوان اقدام کنیم که ناگهان اعلام کردن ساسکاچوان ناک شغلی ما (مهندسی صنایع) رو حذف کرده!!!!
دو روز بعد این خبر هم سایت باز شد که متاسفانه ما بعد از اونهمه انتظار نتونستیم اقدام کنیم!!
ما موندیم و یه دنیا بلاتکلیفی. هیچ ایده ای نداشتیم که باید چکار کنیم و با هر کس مشورت میکردیم میگفتن باید صبر کنین تا ناک شغلیتون اضافه شه و احتمالا ۲۰۱۹ اضافه شه و ازین حرفا (که همچنان هم اضافه نشده!!!). در این بین هم یکی از دوستان لینک گروه تلگرامی پارس پیکاپ رو برامون فرستاد و تو گروه عضو شدیم و فایل کاملی که آقا سید زحمت کشیده بودن برای برنامه اکسپرس فدرال آماده کرده بودن رو مطالعه کردیم و نتیجه گرفتیم که تنها راهمون اینه که من دوباره امتحان بدم و حداقل نمره ۷.۵ بگیرم و از طریق اکسپرس اینتری فدرال اقدام کنیم.

مجددا به شدت درگیر خوندن زبان شدم و تو این بازه هزینه آزمون آیلتس به حدود ۳ تومن رسید!!! آبان ماه ۹۷ دوباره آزمون زبان دادم و از عملکردم راضی بودم. ولی وقتی نتایج اومد همه نمرات لازم رو گرفته بودم اما فقط اسپیکینگ ۶.۵ شده بودم!! مجدد ما موندیم و یه دنیا ناامیدی .

خلاصه در اوج ناامیدی اعتراض زدم و همزمان یه چندتا کتاب جدید گرفتم و شروع کردم به خوندن زبان برای دوباره امتحان دادن که خوشبختانه نتیجه اعتراض اومد و اسپیکینگ رو ۷ گرفتم و بالاخره نمره لازم رو برای برنامه فدرال بدست آوردم.
مدارکمون تقریبا از قبل آماده بود و بلافاصله اقدام کردیم. ۱۲ دسامبر ITA گرفتیم و ۲۳ دسامبر سابمیت کردیم. یک هفته بعد از سابمیت تو گروه بحث گواهی عدم سوپیشینه شد و گفتن که اگر اسکن رنگی اصلش رو نفرستی ریترن میشی!! و متوجه شدیم که ما فقط پک ترجمه رو فرستادیم و اسکن اصل رو نفرستادیم!! باز کلی استرس بهمون وارد شد و بلافاصله وبفرم زدیم و اسکن اصل رو فرستادیم، ولی نمیدونستیم مورد قبوله یا نه. منتظر موندیم ببینیم ریترن میشیم یا نه که ۱ فوریه مدیکال پس شدیم و نامه بایو برامون اومد و تقریبا خیالمون راحت شد که بخاطر این موضوع ریترن نمیشیم.
بایو رو استانبول انجام دادیم و از ۱۲ فوریه که بایو کامپلیت شد دیگه تغییری تو پروفایلمون ایجاد نشد .
۲۴ ژوئن تماس گرفتیم و ایجنت با خوشحالی بهمون گفت همه چیز پاس شده و منتظر ایمیل PPR باشید. و خوشبختانه در تاریخ ۲۵ ژوئن و در طی یک پروسه ۶ ماهه ایمیل طلایی رو دریافت کردیم .
در نهایت جا داره از آقای کاظمی و بقیه دوستان گروه تشکر ویژه بکنم که راه درست رو بهمون نشون دادن و بدون هیچ منتی راهنماییمون کردن.
با امید موفقیت برای همه دوستانی که در این مسیر گام برداشتن.

تایم پروازهای من به این شکل بود:
تهران – استانبول فرودگاه صبیحا
۸ ساعت توقف در استانبول
استانبول فرودگاه صبیحا – تورنتو
۱۳ ساعت توقف در فرودگاه پیرسون تورنتو
تورنتو – ساسکاتون
قبل از هر چیز بگم که از یک ماه قبل ساکهاتون رو ببندید:grin:
وگرنه روزای آخر استرس داغونتون میکنه.
*من دو تا ساک مکه ای خریدم(چون وزنش کمه)
یک کری آن( چمدون سایز کوچیک)
یک کوله داشتم.*
من تو گروه هیچ تجربه ای از پرواز تهران به فرودگاه صبیحا استانبول و بعد پرواز از فرودگاه جدید استانبول به تورنتو ندیدم.
قبل از پرواز چند تا سوال تو ذهنم بود از نحوه جابجایی بین دو تا فرودگاه و …
و از اینکه تجربه مشابهی توی گروه ندیدم یک مقدار اذیت شدم و حس بدی بهم دست داده بود.
بنابراین سعی میکنم قسمت مربوط به استانبول رو خیلی مفصل تر توضیح بدم تا نفرات بعدی با خیال راحت تری این مسیر رو برن.
اول از همه اینکه جابجایی بین فرودگاهای صبیحا و فرودگاه جدید استانبول و تحویل گرفتن بارها و مجددا تحویل دادن و … اونقدرا هم سخت نیست. اگر بلیطش ۲ تا ۳ میلیون ارزونتر هست و اضافه بار ندارید، به نظرم ارزشش رو داره.
خب از فرودگاه امام شروع میکنم:
گیت اول _ گیت پلیس:
برخلاف انتظار من ، تو همون گیت اول بهم گیر دادن.
من مقداری پول توی جیب تیشرتم گذاشتم بودم که روش پیراهن پوشیده بودم.
خلاصه پلیس دست زد و گفت اینا چیه؟
انتهاری بستی؟؟
پول رو دراوردم و نشونش دادم.
گفت چقدر پول همراهته؟
منم گفتم چند هزارتایی هست.
گفت کفش هاتو دربیار.
خلاصه کفش ها رو گذاشت از دستگاه رد بشه و تموم.
از این جهت به نظرم بهتر باشه پول زیادی توی جیبهای پیراهنتون نذارید.
برای گرفتن کارت پرواز و وزن کردن هم که مشکلی پیش نیومد. چون قبلا تو خونه با ترازو دیجیتال وزن کرده بودم و تنظیم کردم از ۲۳ کیلو بیشتر نشه.
مخصوصا که نگران این بودم که تو ترکیه چون فرودگاه عوض میشه و دوباره وزن میکنن، اگر مشکلی پیش بیاد دیگه کسی رو ندارم اونجا. واسه همین رو ۲۳ کیلو تنظیم کرده بودم.
گیت آخر هم که گیت سپاه بود. که حتی جیب های منو هم نگشتن و بدون هیچ مشکلی رد شدم.
پرواز ترکیش از تهران به صبیحا استانبول بدون تاخیر انجام شد. پروازش بد نبود.
خلاصه رسیدم فرودگاه صبیحا.
اونجا ۳ لیر دادم و یه ترولی گرفتم و همه بارها رو گذاشتم روش.
تو ترکیه تاکسی اوبر uber غیرقانونی هستش و اگر پلیس بگیره تاکسی رو توقیف و شما رو جریمه میکنه. یه نرم افزار دیگه تاکسی تو استانبول هست به اسم bitaksi. با این نرم افزار چک کرده بودم که کرایه تاکسی از صبیحا به فرودگاه جدید ۲۳۰ تا ۲۴۰ لیر هستش.
ولی چون سیم کارت نداشتم رفتم سمت ایستگاه تاکسی ها.
چند نفر اومدن و کرایه های نجومی پیشنهاد دادن! مثلا ۴۰۰ یا ۵۰۰ لیر ترک!
خلاصه رفتم سمت تاکسی های خود فرودگاه.
اونجا مسئولشون نرخش رو گفت میشه ۲۲۰ لیر.
گفتم فیکس و نهایی؟ ( چون تجربه دبّه کردن تاکسیهای استانبول رو قبلا داشتم) گفت بله مطمئن باشید همون ۲۲۰ لیر.
خلاصه سوار تاکسی شدیم و ۵ دیقه بعد راننده درخواست کرایه اضافه کرد!
گفتم واسه چی ؟ گفت چون ترافیکه.
توی نرم افزارش عمدا مسیر پرترافیک رو انتخاب کرده بود که مدت زمان بشه ۲ برابر! منم رو گوشیش زدم رو مسیر آبی. گفتم از این مسیر برو!
دوباره یکم سماجت کرد و گفتم دیگه با من راجع به کرایه صحبت نکن. به همکارات فرودگاه زنگ بزن.
وارد فرودگاه شدیم و گفت ۳۷ لیر ورودی داره. این رو باید مسافر بده. ( نمیدونم این یکیو راست میگفت یا دروغ:smile:)
خلاصه ۲۵۰ لیر بهش دادم و وارد فرودگاه جدید استانبول شدم:grin:.
تو فرودگاه جدید استانبول دوباره همون ورودی ترولی گذاشته. ۵ لیر میدین و بارتون رو براحتی میذارین روی ترولی.
چند ساعت همه بارها تحویل خودم بود و بعد ساکها رو تحویل بار دادم و تگ زد برای ساسکاتون. و کارت پرواز تورنتو ساسکاتون رو هم همونجا دادن.
چند ساعتی رو تو فرودگاه جدید استانبول گذروندم تا موقع پرواز.
پرواز استانبول تورنتو خوب بود تقریبا.
من شب ساعت ۹ رسیدم فرودگاه پیرسون.
کارهای ایمیگریشن انجام شد.
برگه کو پی آر امضا شد.
چون ساعت از ۹ شب گذشته بود نشد سین نامبر بگیرم و تو سرویس کانادا سنتر ساسکاتون گرفتم.
با توجه به اینکه پرواز کانکشن بود، انتظار میرفت بارها رو خودشون اتومات بفرستن ساسکاتون. ولی گفتن باید تحویل بگیری.
بعد از توقف ۱۳ ساعته ، پرواز تورنتو ساسکاتون هم انجام شد و به مقصد نهایی رسیدم.
جا داره مجدد تشکر کنم از دوستان عزیز اقا سید حسام عزیز و اقا سیروان که تو مسیر مهاجرتی با راهنماییاشون خیلی بهم کمک کردن.

مهاجرت برای من همیشه یه جواب داشت. “نه، مرسی! Thank you, Next”. دلایلش هم شخصی بود، هم کلیشه ایی و هم همه چیزای دیگه که میدونید. وابستگی ها. هنوز هم هست. پس چی شد که اینجوری شد؟
من آرزوهای بزرگی داشتم (هنوزم دارم) اما اون آرزوها برای من از جنس همینجا موندن بود(شاید مثل خیلی های دیگه). سختی هم کشیدم – مثل همتون. رتبه 15 و 14 کارشناسی و کارشناسی ارشد. جون کندن برای پیدا کردن کاری که آرزوشو داشتم … ساختن زندگیم. و البته دنیای من که پر بود از چیزای گیک طوری (Geek) که دور و بر خودم ساخته بودم و عاشقشون هستم. پس چرا من دارم مهاجرت می کنم؟
سال 94. لوکیشن: یه جایی، نزدیکای پارک آب و آتشِ تهران. خورشید هنوز غروب نکرده. من و همسر آینده ام منتظر دوستامون. داستان چیه؟ یکی از دوست های قدیمی به همراه زندگیش داره میره. برای همیشه. آمریکا. تحصیلی. قراره برای همیشه خدافظی کنیم. قبل از دیدنشون من و خانمم یکم خلوت کردیم. بهم میگه “امین تو نمیخوای بری؟”. “نه” ایی که گفتم قاطع بود. نه … چون فلان و بیسار… چون تلاش و کوشش … چون زندگی و سازندگی. چون تَنِت و تَنَم سلامت و …. و درستش میکنیم اینجا. سال 94 سال اول پیدا کردن کاری بود که حس میکردم عاشقشم. عمری دنبالش بودم. یک سازمان “مثلاً” مهم. خصولتی طور . بخش بین الملل. معاونت اقتصادی. اولاشه. سرم داغه. ایده ایده ایده. کار کار کار. درست میشه درست میشه درست میشه. مراقبه های هر روز من. کات به لوکیشن پارک آب و آتش. ازم میپرسه یعنی میشه. میگم آره میشه. مطمئن باش.
It’s gonna be fine, no worries
مهاجرت نیست تو سرم .MBA رو تموم کردم. دانشگاه سراسری. پژوهش. حرکت رو مدار علم. نوآوری. مقاله. نمرات درخشان. اولین پایان نامه یه حوزه تخصصی تو ایران! دو سه تا پوزیشن خوب کاری تو بخش خصوصی رو هم بخاطر این سازمان زدم زمین. اون شب هم داشت میگذشت. و یکم فلش فوروارد:
سال 97. تقریباً چیزی از آمال و آرزوهام باقی نمونده. ده دلایل مختلف مخصوصا کاری و اجتماعی. اما هنوز یکم نفس دارم. تصمیم میگیرم بزنم بیرون. شروع دوباره. صفر. مهم نیست. اما نمیخوام ببازم. یاد سوال همسرم میفتم. “امین، نمیخوای بری؟” کور سوی امید؟. واقعا نمیخوام حوله رو پرت کنم داخل رینگ. در گرماگرم شرکت در دوره های بین المللی مربوط به کارم، با سوال مشترکی مواجه میشم. از غیر هم وطن ها. چرا خارج از ایران رو امتحان نمیکنی؟ چرا امین؟ از خودم میپرسم. دو هفته طول کشید سرچ و سرچ و سرچ. کانادا. اکسپرس انتری. شانسی هست؟ اندوخته آنچنانی نداشتیم. بقیه گزینه ها سریع حذف می شدند. جمع بندی ها داشت نهایی می شد. چند جا خیلی کوتاه مشاوره رفتم. اینقدر شارلاتی و بی سوادی از در و دیوار این مراکز می ریخت که گفتم نه. باید خود و خویش کاری کرد.
همون موقع ها با گروه های مربوط به اکسپرس انتری آشنا شدم. اصلا یادم نمیاد چجوری. اما مثلاً آقا مرتضی یارمحمدی رو از اولِ این پروسه باهاش آشنام. اسمش موتیف مهاجرت بوده. سوال سوال سوال. جواب جواب جواب. بی منت. دمش گرم. بقیه هم تو این راه کمک کردن. دوستم بابک. رفقای سید. همه. نه مشاور بودن نه وکیل. نمیگم نیاز نداشتم به این رفقای مجازی، اتفاقا خیلی هم نیازشون داشتیم. اما همین همراهی بهم این حس رو داد که تنها نیستم. یک دستور العمل جامع اکسپرس اینتری درست کردند که کلا مرجع ما بود .قبل از اینکه استارت رو بزنیم از همسرم پرسیدم یعنی میشه؟ نمیدونم که میتونم یا نه. احساس میکنم چیزی بلد نیستم. ضعیفم. کمکم کرد که از این حس های منفی دور شم.

اکسپرس :
با تحقیق دیدیم که شرایطش رو داریم. امتیاز اولیه از 100 و اون امتیاز معروف  CRS .
آیلتس رو شروع کردم به تمرین کردن و خوندن. چیزی حدود 6 ماه طول کشید. همزمان آزادسازی مدارک و تاییده WES. همه چیز داره کنار هم قرار میگیره. یه دست نامرئی داره بهم کمک میکنه. آیلتس سخت بود. دوبار تلاش و کم آوردن نیم نمره فقط تو لیسنینگ که بلاخره بار سوم CLB10  بشه. قدم به قدم. هر جا ابهامی هست مراجعه میکنم به دستورالعمل ها. توصیه ها. جواب ها. تحمل میکنم شرایطم رو. هدفم مشخص تره. برنامه ریزی دقیق برای تمکن مالی و گذاشتن پول تو یه حساب کوتاه مدت تو یکی از بانک های دولتی. . کنترل رو دوباره به دست آوردم. ساختن پروفایل آنلاین که مستلزم داشتن نمره حد نصاب آیلتس و تاییده WES هستش رو داریم. بلافاصله تو دراو اول میگیریم ITA رو. 60 روز طوفانی بعد از ITA شروع میشه. همه نامه ها. همه مدارک. مدیکال تو بیمارستان دی. توجه فراوان به برگه سو پیشینه. بایو یک روزه استانبول انجام میشه. چکِ گروه. امید دادن دیگران. امید دادن به دیگران.
حتی همپوشانی سابقه کارم با ارشدم مانع نشد. ناک من تو شرح نیازمندی هاش خورده بود بعد فوق لیسانس سابقه رو حساب میکنند. نا گفته نمونه که من میخواستم با ناک مربوط با رشته لیسانسم اقدام کنم. با بیش از سه سال سابقه ( 8 سال) اما خیلی رک بهم گفتند یه تیکه کاغذ پاره هم بهت نمیدیم. جالبه! چرا؟ چون ما نمیدیم! خدافظ. اشکالی نداره. اما انگار انرژی مثبت ما داشت کار خودش رو میکرد. ریسک پذیر تر شدم. یه نامه توضیح گذاشتم LOE. گفتم داستان اینه. تو گپِ بین تموم شدن کلاس ها و پایان نامه کار پیدا کردم. همه چیزو صادقانه توضیح دادیم. و انتظار. به قول دوستی انتظار دو نوع داره. منفی و مثبت. این سال های آخر من بیشتر منفی بودم. برای خودم و بقیه. اما با کمک کسایی که دوستم داشتن سعی کردم هر روز مثبت تر باشم.
انتظار انتظار انتظار. ما EE بودیم. استریم FSW  . خدا صبر بده به دوستان استانی. نمیگم انتظار ما زیاد بود که در مقابل راه اونها به چشم نمیاد. اما انتظار یک ساعتشم همون حس آشنایی رو داره که هم من میدونم هم شما. و اما دیر و زود داره و به هیچ وجه سوخت و سوز نداره. تنها ادیشنال از ما رکود سربازی بود. ویزا آفیسمون پاریس بود. انگار رویه معمولی هستش. ادیشنال رو همراه پاسپورت جدیدم ایمیل میکنیم بهشون ( پاس من کمی بیش از یک سال مهلت داشت) نزدیک های 30 ،40 روز مونده به پایان تایمبار معروف و بی خاصیت پروفایل آنلاینمون، زنگ زدم به خانمم، گفتم بیا راه خودمون رو بریم. یه روز بلاخره جواب میاد. از مدتی قبل هم دیگه بی تفاوت شده بودیم. اما اون روز ازش خواستم. گفتم تو هم مثل همیشه کمکم کن. گفت اوکی. ساعت 12 زنگ زدم بهش. یک ساعت و نیم بعدش نامه PPR اومد. حسش؟ تجربه اش میکنید زود… کسایی که تجربه کردن هم احتمالاً موافق هستند که عجیبه. سورئاله.
ویزا امروز اومد. نمیخوام پنهان کنم حسمو. گام به گام این پروسه برای ما غم و شادی بوده. غم از دست دادن ها. شادی موفقیت ها. تهش هم من و هم خانمم پر از حس های متناقضیم. اما فرقش چیه؟ الان پر امیدیم. نمیدونیم چی میخواد اتفاق بیفته. اما کنار هم آماده مواجهش هستیم. احساس تنهایی نمیکنم. همه عزیزامون یک صدا بودند که از لحاظ روحی ما رو حمایت میکنند. و به این حمایت هم ادامه میدند. همین کافیه.
به امید موفقیت همه دوستان عزیز

سلام دوستان عزیز
الان که دارم این پیام رو می نویسم حدودا تا ۲ ساعت دیگه هواپیمای ما تو فرودگاه پیرسون لند میکنه و بالاخره هدف چند سال گذشته ام محقق میشه
راستش تو این لحظه به فکرم رسید تا مختصرا داستانم رو برای دوستان عزیزم شرح بدم
داستان مهاجرت ما از اونجایی شروع شد که دختر دوساله ام داشت یواش یواش بزرگتر میشد و من بفکر افتادم تا هر جور که شده بتونم کیفیت زندگی بهتری براش مهیا کنم و بعد از گذشت چند وقت و بررسی راههای مختلف به اونجایی رسیدم که برای رشد و تعالی بهتر ،اون رو به کشوری جهان اول ببرم تا بتونه فرصت زندگی و تحصیل رو تو جامعه ای داشته باشه که در آینده به مشکلاتی که خودم با اون درگیر بودم برنخوره مثل داستان کنکور و سهمیه ها، سیستم آموزشی خشک و سخت ، تفکیک جنسیتی ،هوای آلوده،استرس و….. خلاصه که بعد از بررسی های چند ماهه من کانادا رو بعنوان مقصد هدفم انتخاب کردم و از اون به بعد دیگه مسیر برام معلوم بود و فقط باید از اینطرف و اونطرف اطلاعات جمع آوری میکردم تا بتونم نسبت به اعتبار مسیر انتخاب شده ام مطمئن میشدم.که این مورد هم بعداز مدتها انجام پذیرفت و دیگه یه دل نه صد دل همه جور ه فکر و ذکرم شده بود مهاجرت به کانادا .

از ابتدا سعی کردم افراد مرتبط با این مسیر رو پیدا کنم و تا جایی که به هر کسی که می شناختم که به نوعی با کشور کانادا در ارتباط هست اطلاعات بگیرم و در این بین یکی از دوستان برادرم که خودش حدودا چند ماهی بود اقامت کانادا رو گرفته بود صحبت کردم ک اون گفت تنها کاری که میتونم انجام بدم این هست که چند کانال تلگرامی بهت معرفی میکنم و تو خودت برو و تمام جوابِ سوالهای مورد نظرت رو ازش دربیار …من هم شادان تمام اون کانالها رو عضو شدم و داستان شروع شد در نهایت تمام تفحص های من نتیجه داد و من یک مسیر قابل دسترس برای خودم پیدا کردم.
در واقع در این بین با کانال هایی که  خانم جلالی و خانم یارمحمدی به طور مستمر و پیگیر به تمام سوالها جواب می دادند و حتی فایلهای راهنمایی درست کرده بودند که از هزار ها وکیل کامل تر و جامعتر مسیر رو توضیح داده بود استفاده کردم و شبها تا صبح من تمام پیامهای اون کانالها رو از اول میخوندم و کلی موضوع و بحث و تجربه رو بررسی میکردم و یواش یواش با کمک راهنماهای خوبی که این عزیزان تهیه کرده بودند مدارک و فرم های موردنیاز برای سابمیت پرونده استانی ساسکاچوان رو آماده کردم و تقریبا یک هفته ایی خودم رو برای آیلتس آماده کردم و رفتم امتحان آیلتس رو هم شرکت کردم البته از اونجایی که این روش استانی بود من به دنبال clb9 نبودم و با توجه به بقیه شرایطم میتونستم با یه نمره کمتر حد نصاب نمره رو برای سییتم sinp بیارم و به این ترتیب بود که با پر کردن فرم ها و آماده کردن مدارکم و آپلودشون روی سیستم sinp منتظر شدم تا اینکه بتونم سابمیت رو انجام بدم.
خوب یادم میاد که وقتی که ما منتظر باز شدن سایت برای sinp  بودیم حدودا ۵ یا ۶ ماه شد که از باز شدن سایت خبری نشد و این موضوع خیلی عجیب بود ولی بالاخره اول ژانویه ۲۰۱۸ سایت باز شد و من تونستم با کمک جناب سید عزیز که همیشه بخاطر کمک هاشون ممنون دارشون هستم پرونده رو سابمیت کنم و بعد از گذشت ۱۲ روز از سابمیت پروفایلم به in process تغییر کرد و بعد از چند روز ایمیل درخواست مدارک اضافه برام اومد و بعداز ارسال مدارک حدودا ۷ روزه دیگه منتظر نشستم.
دقیقا روز ۲۲ مارچ ایمیل نامینیشن رو دریافت کردم و حالا دیگه می تونستم با این دعوتنامه استانی برای فدرال درخواست PR رو ارسال کنم که حدود ۱۴ آپریل من کلیه مدارک مورد نیاز رو برای اداره مهاجرت ارسال کردم و بعد از گذشت ۱۱ ماه و ۲۰ روز از زمان Aor  ایمیل طلایی برام ارسال شد . و من و خانوادم بالاخره بعداز گذشت چند سال به هدفمون رسیدیم.
چند نکته که تو این مسیر ممکنه برای دوستان مفید باشه رو هم مختصرا میگم اول اینکه این مسیر طولانی هست و خیلی زمانها برام پیش اومد که ناامید بودم و خیلی روزها خسته از این انتظار اما باید بگم که صبوری کردن بهترین راه حل این مشکل هست و دوم اینکه به دلیل قصد مهاجرت زندگی عادی خودتون رو متوقف نکنید و بشینید و ببینید که چه زمانی پروندتون چه اتفاقی براش میافته چون این تحمل این راه طولانی رو خیلی خیلی سختر میکنه و نکته سوم اینکه به خودتون ایمان داشته باشید و بدونید که هیچ چیزی نیست که غیر قابل ممکن باشه.
باز هم دوست دارم در آخر از عزیزانی چون جناب سید و سیروان و خیلی از دوستان و همینطور از علی آقا بابت راه اندازی این کانالها تشکر کنم و برای همه دوستانم بهترینها رو از خداوند آرزو میکنم.
موید و پیروز باشید

سلام دوستان وقتتون بخیر خواستم تجربه سفرمو بهتون بگم تا شاید بدردتون بخوره
من و همسرم با هواپیمایی قطر بودیم. در خصوص بار که هر کدوم از چمدونامون ۲۵ کیلو بود و یکیش ۲۶.۹ و هر کدوم از کوله هومون ۱۰ کیلو و کری آن ۹ کیلو. یه تابلو فرش بسته بتدی شده هم میخواستم برا استادم ‌ببرم که خود تابلو فرش ۳ کیلو بود ولی بسته بندیش کرده بودن شد ۸ کیلو
بسیار بسیار بسیار سخت گیر بودن برا اضافه بار. در خصوص تابلو فرش چون گفتند یه تیکه اضافی است باید ۲۷۰ دلار جریمه بدم که من از خیرش گذشتم و دادم امانت. در خصوص چمدونها گفتند باید ۲۴ کیلوش کنم.
در خصوص کری ان و کوله خیلی خیلی اذیت کردن در حدی که ما از سه ساعت قبل پرواز اونجا بودیم و در لحظه آخر به پرواز رسیدیم. مامور اول گفت باید یا کوله ببریم و یا کری ان ، اگر میخوایم جفتشو ببریم در کوله پشتی فقط بایل لپ تاپ باشه و هیچ چی دیگه نباشه ما بردیم کمش کردیم برگشتیم دیدیم مامور رفته گیت ، یه مامور دیگه بود گفت به هیچ وجه اجازه نمیدم دو تا تیکه ببرین کابین باید یکی باشه سرتونو درد نیارم اینقدر ما اذیت شدیم که هرچی بگم کمه. و بعد از ۳ ساعت چونه زدن با ۴ تا مامور کانتر، قبول کردن فقط سه تا تیکه ببریم و کری آن ۴ رو هم دادیم امانت. یعنی یه کوله پشتی پر و یه کری آن پر تا ۸ کیلو و یه کوله که فقط لپ تاپ بود.
بقیه سفر خیلی خوب بود خود هواپسما برخورد مهماندارن پذیرایشون همه چی عالی بود. پیشنهادم اینه که توقف ۱.۳۰ ساعته نگیرین ما توقفمون ۸ ساعت بود خوب بود توقف ۲.۴۰ هم قطر دره اونم خوبه ولی ۱.۳۰ ساعته ها خیلی کمه ممکنه نرسین
در کانادا کارهامون بهتر از اون چیزی که فکر میکردیم جلو رفت اول الکترونیکی فرم dec رو پر کردیم و هرجا سوال داشتیم مامور داشتن ازشون میپرسیدیم بادهامون دارو با نسخه و آجیل و سبزی خشک و خرما و چاقو و کنسرو قیمه داشتیم فقط دو جا در خصوص چاقو پرسیدن که من هم گفتم برای آشپزیه.
برای صدور پرمیت حدود یک ساعت در صف بودیم خیلی راحت بود حتی به caq و تمکن مالی و سایر مدارک نگاه نکرد فقط به loe‌و پاسپورت حتی به دعوتنامه جدید هم نگاه نکرد. چون من از دعوتنامه اولم ۱ ماه مونده بود ایشون هم بدون درخواست دعوتنامه پرمیت رو بر اسای ویزا و caq که جفتش ۱ ساله بود زد.
برای همسرم هم ویزیتور بودن loe صادر نشده بود اصلا ازش نخواست. و گفتن میتونم درخواست visitor recordبدم که تا پایلن اقامت من ایشون هم بمونن با من. البته یه شماره داد گفت زنگ بزنم اونجا درخواست بدم. داخل فرودگاه انجام نمیشد‌.
امیدوارم سفر همگی خوب باشه
و کسایی که ویزاشون نیومده به زودی ویزاشون بیاد

از ا‌‌‌‌‌ول بگم براتون که ما دم در ورودی به سالن فرودگاه واساده بودیم، گفتیم بارها رو پیاده نکنیم، بریم پارکینگ همه با هم بیایم. هوا بشدت سرد بود و بارونی، رفتیم گفتن پارکینگ زیر سالن پر شده، باید برین پارکینگ ۳، اونم یه پارکینگ سرباز بود و باید با اتوبوس بارها رو سوار میکردی. ینی باس داشت راه میفتاد، به یه بدبختی بارها رو کشون کشون سوار باس کردیم. شما همون دم در سالن پیاده شین، روی پارکینگ حساب نکنین
پرواز ما با لوفتانزا بود. بشدت نگران وزن چمدونا بودیم. داخل فرودگاه وزن کردیم، دو تاش که ۲۳ و ۸۰۰ بود، کاریش نداشتیم
یکی ۲۵ و ۲۶ و ۲۰۰ که اوردیمشون روی ۲۴ و ۶۰۰، چندتا لباس رو هم پوشیدیم :)) با خانواده ها و پاسپورتاشون اومدیم توی صف که بریم بار تحویل بدیم میپرسیدن کجا میرین و چک میکردن پاسپورتو و نذاشتن بیان همراهمون. ما یه استرس شدید گرفتیم که بازم میبینیمشون یا نه!
یه اشتباهمونم این بود که باوجودیکه همه گفته بودن ما فراموش کردیم انلاین چک این کنیم، ینی رفتیم سراغش چند ساعت قبل پرواز ولی چون اجازه انتخاب صندلی نمیداد ما چک-این هم فراموش کردیم، گفتن گاهی میشه که اجازه انتخاب صندلی رو باز نمیکنن، واسه همین توی یه صف دویست نفری واسادیم و همش نگران این بودیم که درست خدافزی نکردیم. جابجاایی اون همه بار دوتایی خیلی سخت بود.
توی صف چک-این یه اقایی صحبتامونو شنید گفت شما برین خدافزی من چرخاتونو هل میدم جلو ما هم رفتیم یه خدافزی پر از اشک و اه کردیم برگشتیم
چمدونا رو دادیم اقاهه مهربون بود چیزی نگفت. حتی کوله کری انم هم گذاشت توی بار که خدا خیرش بده، کوله کوه بود و اگه میاوردیمش اصن جا نمیشد بالای کابین. بقیه کری ان ها رو هم کاری نداشتن اصن. اصن نیاز نبود با خودمون بیاریمشون موقع تحویل بار. همون قبل گیتی که باید از ایکس ری شی که خانواده ها هم هستن میتونی بذاری پیششون. ما فک کردیم اینا که میگن گذاشتیم پیش خانواده ها، خانواده هاشون از گیت رد شده بودن 🙂
شما بعد تحویل بار میتونی خارج شی، فقط موقع ورود باید دوباره کفش دربیاری و بازرسی شی دوباره
پرواز ما ۲:۲۵ صبح شنبه ۲۹ دسامبر بود، ما از ۱۰ شب فرودگاه بودیم، گفتن از ۱۱ میتونین برین تحویل بار، ما درگیر درست کردن وزن ها شدیم، زمان رفت و ما توی یه صف طولانی افتادیم که از گیت رد شیم و بعدش صف طولانی تری برای چک-این. ولی دیگه ۱۲:۳۰ تحویل دادیم، و دوباره برگشتیم بیرون پیش خانواده ها تا ۱:۱۵، ایندفعه خدافزی راحت تر بود، شوک درمانی شده بودیم :))
بعدم رفتیم پاسپورت چک که بریم به سمت سوار شدن، ما ته هواپیما بودیم، خیلی طول کشید به اخرش برسیم. لوفتانزا سه ستونه، ستون وسط ۴ تا صندلی، ستون های کناری سه صندلی، ولی سه ردیف اخر ۵۴،۵۵،۵۶ دو نفرس کنارشم یه فضای خالی بود که من یکی از ساکهامو دادم خانومه گذاشت کنار صندلیش، چون اون بالا جا نمیشد دیگه. ما هم ردیف وسط بودیم. جا پاش تنگه دیگه، بهرحال اکونومیه. ولی همونطور که همه گفتن پذیرایی و غذاها عالی بود‌. حتی خودتون میتونستین برین برا خودتون نوشیدنی بریزین یا شکلات بردارین
ما در فرانکفورت توقف داشتیم، برای رفتن به ترانزیت باید دوباره از بازرسی رد میشدیم، گفت گوشی، پاوربانک، لپتاپ و هرچیز الکترونیکی رو دربیاریم، بذاریم کنار کیف. از اونورم هر تیوب و مایعی، مثه خمیردندان، کرم ارایشی، مربا باید بیرون از کیف بذارین، بطری اب هم خالیشو میتونین رد کنین. ما پولو توی گردنمون گذاشته بودیم، توی ایکس ری نشون داد، درش اورد گذاشتش توی باکس که از ایکس ری جدا رد شه، ما رو هم بازرسی بدنی کرد، گفت دفعه بعدی قبل ایکس ری بذارش توی کیفت. در کل نایس و مهربون بودن، فقط کارشونو انجام میدادن.
رسیدیم ونکوور بدو بدو رفتیم، خیلی شلوغ بود فرودگاه، شاید بخاطر ژانویه بود، یه صف ده دقیقه ای برای دستگاه دیکلریشن بود، اونجا چندتا سوال بود، فقط چندتاشونو ما شک داشتیم که اونجا مسئولاش کمک میکردن، یکی در مورد ماکزیمم پول، گفتیم ما زوجیم هرکدوم جداگانه زیر ده هزارتا داریم، گفت نیاز نیس دیکلیر کنین.
بعدش دوباره صف بسیار طولانی دویست نفری پاسپورت چک، همراه با کری ان های سنگین. که بهمون گفت بریم سمت راست توی یه صف طولانی دیگه که بنظرم اکثرا یا اینترنشنال اسیایی بودن یا نیوکامرها، که افسیر پرسید تحصیلی، گفتیم بله، گفت غذا چی دارین، گفتیم سبزی خشک و اجیل. اون موقع یادم نیومد برنج دارم، نگفتم، اونام نگشتن. بعد بدو بدو رفتیم بارها رو بگیریم، که خدا رو شکر سریع اومد. ما ۱۱:۳۰ صبح رسیده بودیم و ساعت ۱۵:۱۰ برای کلونا پرواز داشتیم. بارها رو گرفتیم رفتیم صف استادی پرمیت، از ۱۲:۳۰ تا ۱۴:۳۰ طول کشید، دویست نفر حداقل منتظر پرمیت بودن، مدارک همه رو با هم گرفتن و یکی یکی صدا میزدن و میدادن. بدون سوال جواب وقتی پرمیتو دادن یه نفس راحت کشیدیم

بعد هم بدو بدو رفتیم به پروازمون برسیم، رسیدیم دیدیم یه ساعت تاخیر داره کلا ما خیلییی دویدیمااا خیلی، شاید برای شما اینجوری نباشه .پرواز ونکوور به کلونا با aircanada بود، از این ملخی کوچیکا که فقط دو ستون دو صندلی بود چون عرض کوله هامون زیاد بود مجبور شدیم چندتا دفتر کتاب دربیاریم که اون بالا جاشه، پرواز چهل دقیقه بود، دوباره اخرسر کتابا رو جاشون دادیم. توی فرودگاه یک ساعت و نیم منتظر رسیدن بارمون بودیم با پرواز بعدی فرستادن. هر یه ساعت پرواز داره ونکوور به کلونا. خلاصه یه دوست خوب هم اومد دنبالمون و کمک کرد کارامون بیفته روی روال، که برای اول کار که رسیدیم خیلی موثر بود. فرداشم برای گرفتن سیم کارت و نشون دادن مراکز خرید راهنماییمون کرد. کلونا شهر بسیار زیباییه و همه امکانات اینجا هست و فروشگاههای معروف سه تا شعبه دارن حداقل. اتوبوسها هم منظمن، گاهی با دو سه دقیقه تاخیر، که با اپ یا همون گوگل مپ براحتی میتونین مسیریابی کنین که کدوم ایستگاه برین، با کدوم خط، چند ایستگاه بعد پیاده شین، همه چی مشخصه. سین نامبر هم از service canada گرفتیم، که یه ربع بیشتر طول نکشید. که پاسپورت، استادی پرمیت و اسم پدر مادر رو میخاست که بهتره همونطور که توی پاسپورتشون هست بنویسین براشون.
بعد برای بانک باید appointment گرفته باشین، رفتیم در اتاق شخصی مسعول بانک، که یک ساعت کامل وقت گذاشت همه چیو توضیح داد و کارمونو انجام داد. پاسپورت، استادی پرمیت و سین نامبر میخاست.
در اخر هم گرفتن کارت دانشجویی و کارت اتوبوس که در کسری از ثانیه انجام میشه. برای کارت دانشجویی همونجا زنده عکس گرفتن و چاپ کردن، خوشتیپ برین یونی روز اول
امیدوارم که منتظران هرچه زودتر ویزاشون بیان و بیفتن توی مراحل و کارای بعد ویزا. همه چی اولش مثه خوابه تا ادم باور کنه چی به چیه، اون اول جدایی از خانواده ها، وقتی میشینی توی هواپیما از خودت میپرسی داری کجا میری که قراره حالاحالاها نبینیشون. بعد چند روز که میرسین تازه میبینین انگار اومدین توی یه شهر دیگه میخاین درس بخونین و کار کنین، اونقدرام عجیب غریب نیس 🙂 ایشالا همتون موفق باشین و کارتون روی روال باشه

من خلاصه ای از پرونده و مدارک و نکات مهم بنظر خودم رو اینجا مینویسم شاید به درد دوستان بخوره….
تاریخ سابمیت 8 می
تاریخ بیو 30 می
پاس ریکوئست 3 اگوست
من کارمند رسمی بودم با 13 سال سابقه کار و با ویزای امریکا و کانادا و دو تا شنگن…ولی خانم و دخترم اصلا ویزای شنگن نداشتن
خانمم شاغل نبودن و دخترم اول ابتدایی…یه دعوتنامه از یه دوست 65 ساله از مونترال داشتم یعنی برا ویزای ویزیتوری اقدام کرده بودم…
مدارکم
*نامه اشتغال به کار و حکم کارگزینی و سه تا فیش آخر حقوق از اداره
*پنج تا سند دو دانگ و یه سند شش دانگ
*رزرو بلیط
*یه فاکتور مبنی بر خرید 10 هزار دلار

*گردش حساب 6 ماهه و موجودی 80 میلیون تومان تو حساب
*ترجمه شناسنامه ها و سند ازدواج
*نامه اشتغال به تحصیل برای دخترم از مدرسه حتی بدون مهر آموزش و پرورش و فقط با مهر مدرسه
*در هدف از سفر براشون خلاصه توضیح دادم که با دعوت کننده تو کانادا اشنا شدم و سه ساله همدیگرو تو ترکیه و آذربایجان میبینیم و آخرین بار ایشون به من دیدن کانادا با خانواده رو پیشنهاد دادن
*فرم آپشنال 5257 B_1 رو پر کردم و اونجا کلیه سفرهام رو توضیح دادم
*تمام ترجمه هام فقط مهر مترجم داشت
*سفرهای من برای کنسرت بوده
فقط من در پروندم شرط صداقت رو رعایت کردم و هیچگونه مغایرتی بین ادعام و مدارکم نبود و در پایان اینکه به من میگفتن که احتمال ویزای شما با خانواده خیلی خیلی پایینه…چون خانوادت شنگن ندارن ولی من اقدام کردم و شد…
اگه مطلب یه مقدار طولانی شد عذر میخوام فقط گفتم شاید تجربه این حقیر به درد دوستان بخوره باز اگه مطلب خاصی باشه در خدمت دوستان هستم

دوستان عزیز

میخوام تجربه ای رو برای آوردن پت به کانادا به اشتراک بزارم.

ما با پرواز لوفتهانزا از تهران به تورنتو و ساسکاتون اومدیم.

نماینده لوفتهانزا به شدت روی سایز باکس برای کارگو حیوانات حساس هست.

ما بعد از تماس با دفتر هواپیمایی و مشاوره پت شاپ باکسی رو تهیه کردیم. اما در فرودگاه امام نماینده هواپیمایی گفت که سایز باکس کوچک هست و اگر ارسال کنند فرانکفورت برای نماینده ایران پوینت منفی میذاره و حاضر به بردن پت در اون باکس نشد. این اتفاقات ساعت ۲۳:۳۰ افتاد و ما تا ساعت ۱:۳۰ زمان داشتیم که پت رو با باکس مناسب تحویل بدیم. با استرس بسیار زیاد و همکاری پرسنل  cip ، کل فرودگاه رو برای تهیه باکس بزرگ زیر و رو کردیم اما پیدا نشد.

تلفنی یک پت شاپ باز رو اون ساعت شب پیدا کردیم و با گرفتاری زیاد و هماهنگی با یک راننده اسنپ باکسی رو با قیمت بسیار بالا تهیه کردیم و دقیقه نود به تحویل پت رسیدیم.

پیشنهاد میکنم که حتما روز قبل از پرواز سایز باکس و پت رو به تایید نماینده هواپیمایی برسونید تا استرس ما رو قبل از پرواز تجربه نکنید.

در فرودگاه فرانکفورت ۸ ساعت استاپ داشتیم و درخواست کردم که پت رو ببینیم. گفتن که آلمان یک کشور دوست دار حیوانات هست و الان پت شما رو برای پیاده روی بردن و در لانژ حیوانات هم پذیرایی میشه در حالی که برای خودمون پذیرایی نداشتن .

 

در فرودگاه تورنتو هم که پت رو تحویل گرفتیم دیدیم که پد داخل باکس رو عوض کردن و باکس بسیار تمیز بود. 

من به هزاران دلیل که فکر کنم بیشترش با دوستان مشترک باشه تصمیم گرفتم برای مهاجرت اقدام کنم، کشور کانادا رو واسه مهاجرت انتخاب کردم بخاطر اینکه فامیل اونجا زیاد دارم و مهمتر از همه خواهرم…

تقریبا 4 سال پیش خیلی به یاد ندارم تاریخ دقیقشو شروع به فرانسه خوندن کردم نمره بالایی نمیخواستم چون امتیاز رشته تحصیلیم واسه کبک بالا بود به من گفتن فقط در حد یک اینترویو ساده کافیه. وقتی فرانسه خوندم امتیاز رشته من شد 0 و دیگه رشته منو نمیخواست بعد از اون شروع کردم به زبان انگلیسی خوندن که بتونم اکسپرس اینتری اقدام کنم

یک سال دوره های فشرده آیلتس رفتم و دوبار امتحان دادم که بار دوم تونستم نمره دلخوام بیارم

Listening 8.5

Reading 7.5

Writing 7.5

Speaking 8.5

و امتحان اولم دبی دادم و دوم ترکیه

بعد از آیلتس شروع مدرک جمع کردن و نامه کاری که واقعا به سختی تونستم بگیرم و مدارک دانشگاهی و wes…

 

به غیر از نامه کاری با مهر و امضا مدیر عامل تو جمع کردن بقیه مدارک مشکلی نداشتم.و تونستم یک ماه همه رو آماده کنم. نامه بیمه و فیش حقوقی هم گذاشتم نمیدونم تاثیری در طولانی شدن پرونده داره یا نه و تمام ترجمه ها رو مهر دادگستری زدم

من فوق لیسانس شیمی فیزیک شاخه نانو انرژی هسته ای هستم و دوتا مقاله در مورد انرژی هسته ای داشتم و در سازمان نانو مشغول به کار بودم که در مورد همین خیلی نگران بودم

در نهایت در تاریخ 22   July 2018  سابمیت کردیم

و چون EE بودم و همون روز aor شدم

امتیازم 468 بود.

 در کل پروسه فقط یک بار به ایجنت زنگ زدم  تقریبا 6 ماه تمام شده بود که تاریخ شروع ss بهم گفت.

و خلاصه 16 April  2019 گوست آپدیت داشتم و فرداش ایمیل ppr دریافت کردم

از راهنمای تک تک اعضای گروه و ادمین های محترم که در این پروسه به من کمک کردن، تشکر میکنم…

 

من و همسرم ساکن دانمارکیم و بعد از چند سال که در اینجا زندگی کردیم… تصمیم گرفتیم برای کانادا اقدام کنیم… بیشتر به دلیل اینکه دانمارک و کلان اسکاندیناوی قوانین مهاجرتی بسیار سختی داره و بحث اینتگریشن به عنوان خارجی خیلی سخت…

اما خوب رفاه و امنیت اجتماعی واقعا خوبی داره…

 

تصمیم ما از ژانویه 2018 خیلی جدی شد و مراحل wes و ایلتس را شروع کردیم…

من دکتری حمل و نقل داشتم و همسرم دانشجوی دکتری بودن..

اما سنمون لب مرز بود چون من اگر تا june 2018 اقدام نمیکردم و ایلتس بالایی نمیاوردم امتیارمون خیلی خوب نبود دقیق یادم نیست ولی اولین بار که همینجوری توی crs  زدم با ایلتس۷ زیر ۴۰۰ میشد…

خلاصه خیلی روی زبان سرمایه گذاری کردم و در نهایت نمرم

Listening 9

Reading 9

Writing 8

Speaking 8

 شدم…

و امتحانم گوتنبرگ بود…

و تقریبا چند روز قبل از تولدم سابمیت کردم…

Submit 12- june_2018

ITA: 13 June 2018

برام باور نکردنی بود که اینقدر سریع پیش رفت …اما خوب تاره شروع گرفتاری مدرک جمع کردن و نامه از محل کار و ترجمه و از همه بدتر سوئپیشینه از ایران بود

چون ما هردو چند کشور دیگه زندگی کرده بودیم خیلی جمع اوری این مدارکمون سخت شده بود و من تقریبا تا نزدیک به deadline هنوز منتظر نامه پلیس اینترپل خودم و همسرم بودم…

 

نامه بانک و قصه های اینکه میانگین نمیدن و اینها را که تقریبا همتون تجربه کردین….

بعد این که کپی نامه اینترپل تو سایت اومد رفتیم سفارت ایران و اونها یه نامه کپی برابر اصل ضمیمه کردن و اون را فرستادم در نهایت

1 September 2018 سابمیت کردیم  و چون EE بودیم همون روز aor اومد امتیازمون 469 بود که البته بعد از تولدم ۵ امتیاز کم میشد…

ولی خوب اوکی بود طبق قانونشون اما  25 September  ازمون schedule A  را خواستند… اولین ادیشنالما سریعا فرستادیم و بعد 28 September نامه بایومتریک اومد و ما 17 October  تو استکهلم بایو را دادیم و فرداش زد completed  تا اینکه دوباره 21 November  مجددا ادیشنال خواستند و اینبار additional family information بود و  به فلصله  یکهفته فرستادم… و طبق تایم لاین بایستی  March 1  2019 جواب میامد که خوب نیامد و من دوهفته قبل از تاریخ ددلاین بهشون زنگ زدم و گفتند که ss شدی و لذا طول میکشه …اما گفت افیسر زده که تا تاریخ ۲ جولای حتما جواب میاد و ما تاریخ مدیکاامون اواسط جولای بود و خیلی زمان کمی داشتیم…اکر خیلی دیرتر از امروز میامد…

و برای لندینگ خیلی تحت فشار میبودیم که خدا را شکر زودتر اومد

دومین بار که به ایجنت زنگ زدم چهارشنبه هفته گذشته بود که گفت پرونده امده لندن و احتمالا تا اخر این ماه یک اپدیت ss میگیزی ولی پرسیدم جواب گفت نه لزوما …

و خوب این دوشنبه و سه شنبه گذشته هر دو روز گوست اپدیت داشتم…تا امروز صبح که ایمیل را دیدممم

صمیمانه از راهنمایی و همدلی تک تک اعضای گروه و ادمین های عزیز که تو این راه به ما راهنمایی، امیدواری، همدلی کردن تشکر میکنم…

خیلی پروسه سختی و واقعا بودنمون کنار هم تحمل این انتظار را ممکن و شیرین تر میکنه…

چند نکته از تجربه خاص خودم در زمینه مدارک و  ss

1 . من توی ادیشنال داکیومنت خیلی چیزها را گذاشتم… لیست کامل سفرهام چون جا نشده بود.

کارتهای عضویت.

و چون همسرم یه کیس ویزا ریجکشن و مجددا اکسپت در انگلیس داشت حتی اونها را هم گذاشته بودم نمیدونم کمک کرد یا پروسه را پروسه را طولانی تر کرد ولی من گذاشتم.

میدونم اقای یارمحمدی همش تاکید میکردن پرونده ساده باشه ولی خوب من اینطور عمل کردم

باید ببخشن

۲. من ترجمه فیشهای حقوقیم را هم برای اول و اخرین ماه هر شغلم گذاشتم…

چون خودم خیلی تردید داشتم که بگذارم یا نه لذا تجربه شخصیم این بود که خیلی شاید فرقی نکنه بگذارید بهتره…

۳. من از این گروه نمیرم اگر سئوالی باز داشتین بفرمایین

یک دنیا ممنونم از همگی دوستان گلم و براتون از صمیم قلب دعا میکنم هر چه سریعتر جواب بگیرین و به این بخش از ارزوهاتون تحقق ببخشین

یکی از نکاتی که همواره در تصمیم گیری در مهاجرت دخیل است، وضعیت آب و هوای کشور مقصد است. خیلی از هموطنان تنها به دلیل سرمای کانادا، تصمیم به مهاجرت به استرالیا میگیرند! این که این‌ نوع نگاه به مهاجرت منطقی است یا خیر، موضوع بحث نیست. ولی لازم است تا به نکاتی در مورد سرمای کانادا اشاره شود.

نکته اول اینکه، بر کسی پوشیده نیست که پیش از مهاجرت حتما باید خود را برای سرمای کانادا آماده کنید. البته این صحبت به این معنا نیست که سرمای کانادا غیر قابل تحمل بوده و شرایط وحشتناکی در انتظار شماست.

اوج‌سرما در کانادا در ماه های ژانویه و فوریه است. زمانی که دمای هوا در اکثر شهرها به منفی ۳۰‌ و حتی منفی ۴۰‌ ( و در موارد و شهرهای خاص منفی ۵۰) نیز میرسد. ولی تنها در شرایطی این سرما سخت است که مجبور باشید مدت زمان زیادی را پیاده باشید.

تمام اماکن سرپوشیده، شرکت ها، مراکز خرید و ..‌ به اندازه کافی گرم‌بوده و حتی وقتی وارد آن ها میشوید خیلی از افراد با لباس تابستانی در محل کار حاضر هستند.

اگر ماشین دارید که جای نگرانی در تردد نیز ندارید؛ البته فراموش نکنید که حتما صندلی های ماشینتان گرم کن داشته باشد و ترجیحا این آپشن برای آینه های بغل نیز وجود داشته باشد.

اگر ماشین ندارید نیز جای نگرانی خاصی نیست؛ اتوبوس و مترو نیز به اندازه کافی گرم هستند.

نکته مهم در مورد وضعیت زمستان کانادا این است که نوع پوشش شما حتما باید مناسب این وضعیت باشد. پیشنهاد میکنم کاپشن را حتما از کانادا بخرید و به دمایی که کاپشن میتواند تحمل کند دقت کنید. خیلی از کاپشنها در اینجا برای تحمل دماهای منفی ۳۰ و منفی ۴۰ طراحی و ساخته شده اند. بوت مناسب، دستکش و کلاه نیز بسیار مهم هستند. ولی دلیلی ندارد این آیتمها حتما از کانادا خریداری شوند. ولی کلاه و دستکش دو لایه و همچنین بوتهای لایه دار در تحمل سرمای کانادا تاثیر مهمی دارند.

در مهدکودک های آنتاریو طبق دستورالعملهای دولتی، باید کودکان زیر ۳ سال در روز حداقل یک ساعت در فضای باز باشند. طبق این دستورالعمل ها، تا دمای منفی ۲۰‌ این قانون باید اجرا شود تا بدن کودکان‌به سرمای کانادا عادت کند. همین نکته نشان‌ میدهد که تحمل سرمای منفی ۱۵ و منفی ۲۰ کار خیلی عجیبی نیست.

اگر در شهرهایی مثل تهران زندگی میکنید که برف و یخبندان خاصی را تجربه نمیکنید، خود را برای رانندگی در برف و یخ آماده کنید. اینجا اثری از زنجیر چرخ نیست، بلکه در زمستان باید از لاستیک زمستانی استفاده کنید. هفته گذشته و در کمتر از ۲۰‌ساعت، در تورنتو حدود ۴۰ سانتی متر برف بارید و سرمای هوا به گونه ای بود که برف پاک کن خودرو در هنگام کار کردن کاملا یخ میزد و مجبور بودید در هر چهار راه بایستید و یخ روی برف پاک کن را پاک کنید!

زمانی که برف میبارد، به سرعت اتوبانها و خیابانهای اصلی برف روبی میشوند و پس از آن نوبت به خیابانهای محلی میرسد و آنها نیز برف روبی و نمک‌پاشی میشوند. در مورد اخیر و در روز پس از بارش برف، در اتوبانها اثری از برف و یخ دیده نمیشد.

پدیده Freezing Rain نیز پدیده جالب دیگری است که در کانادا با آن مواجه میشوید.‌ وقتی که برای چندین ساعت از آسمان یخ میبارد!

شروع حرکت از فرودگاه مشهد بود که چون خلوت تر از فرودگاه امام بود همه چی سریع تر و راحت تر انجام شد یه مصاحبه کوچیک از همسرم کردن و هواپیما تقریبا به موقع پرواز کرد.

پرواز ما اجازه بردن نفری فقط یک ساک دستی میداد که واقعا به نفعمون بود چون خبر نداشتیم جابجایی شون چقدر سخته  ۶؛تا ساک دستی سنگین واقعا عذابه. من خیلی سعی کردم کم تر بیارم ولی نشد دیگه چون بچه کوچیک هم همراهمون بود.

هواپیما عالی با مانیتور و هندزفری برای همه صندلی ها. ولی غذا (وعده شام) مرغ و ماهی سرو کردن که وقتی به صندلی ما رسید گفت مرغ تموم شده ولی بعد یکدونه پیدا کرد. ماهی تند بود من دوست داشتم ولی خوراک مرغش مثل استانبولی با مرغ بود که طعم جالبی نداشت.دسر و سالاد هم خوب بود.

پرواز از مشهد به عمان ۳ ساعت طول کشید. رفتار پرسنل فرودگاه محترمانه و خوب بود حتی یکی از کارمندا متوجه شد که کوله هامون سنگینه از یه طبقه دیگه برامون چرخ دستی آورد.

هوای عمان خیلی گرمه پس اگه زمستان  سفرتون افتاد حتما یکی دوتا کیسه پارچه ای یا پلاستیکی بزرگ برای حمل کاپشن ها و احیانا تعویض لباس هاتون داشته باشید که خیلی به درد میخوره.

چیزی که برام جالب بود توی اکثر بخش های فرودگاه کارمندهایی فقط برای راهنمایی مسافرین حضور دارن.( انگلیسی و عربی صحبت میکنند.)

نمازخانه فرودگاه  تو بخش A,B و طبقه چهارم هست. و با گذاشتن بارکد پاسپورت بهتون رمز وای فای فرودگاه رو میده. بجز گاری  دستی کالسکه بچه هم تو بخش های مختلف فرودگاه به رایگان گذاشته شده که خیلی کاربردی هست. موقع سوار شدن به هواپیمای بعدی فقط ما و یه خانم ایرانی دیگه رو مصاحبه کردن.سوالات کوتاه و کم بود چند دقیقه بعد هم سوار شدیم. افسر به خنده گفت اگه از من رد شدید پس لندن هم بدون مشکل خواهید بود .

مسیر بعدی عمان به لندن بود. که امکانات هواپیما شبیه قبلی بود. صبحانه ۳ غذای مختلف سرو شد که ما از هر ۳ گرفتیم و همش بد بود.

فرودگاه لندن

موقع پیاده  استرس اصلی ما بود چون شنیده بودیم که خیلی گیر میدن و … اول فرودگاه به بخش برای دور ریختن موارد ممنوعه گذاشتن مثل مایعات و بطری آب و… بعد لوازم دستیمون دوباره چک شد. که فقط به دو تا شربت سرماخوردگی پسرم گیر داد گفت نسخه داری. که شوهرم نسخه رو همراه دارو‌های دیگه تو چمدون فرستاده بود.من گفتم پسرم سرما خورده و اونم اجازه داد.فرودگاه لندن به نمازخانه مجهز برای همه ادیان داره. موقع سوار شدن به هواپیمای بعدی تقریبا هیچ مشکل نداشتیم و سوال خاصی هم نکردن.

آخرین پروازمون که إیر کانادا بود.مانیتور و امکاناتش از دو هواپیمای قبلی قدیمی تر بود.پتو و هندزفری دادن.غذا هم پاستا برای گیاهخوار و مرغ برای بقیه بود.مهماندار ها همه مسلط به زبان انگلیسی و فرانسوی بودن.راستی تو پرواز ما خیلی از صندلی ها خالی بود و از این نظر هم خیلی راحت بودیم.#فرودگاه_مونترال بعد از یه صف تقریبا طولانی به فرم دیجیتال پر کردیم و بعد هم‌ مصاحبه با آفیسر بود که از وقتی شماره دادن و تا پایان مصاحبه خیلی وقتمون گرفته شد. سولاتش هم دقیقا از بین همون چیزایی که از بقیه پرسیدن بود و فقط مقدار دقیق دلارهامون رو ازمون خواست که یادمون نبود . فقط میدونستیم که بیشتر از ۱۰ هزار تا بود. (حتما نمونه سوالات مصاحبه رو به فرانسه تمرین کنید. ما با اینکه مسلط بودیم بازم استرس داشتیم).موقع تحویل بار سالن خالی بود و یکی از چمدون هامون گم شده و دوتای دیگه شکسته بودن. فرم مخصوص پر کردیم. کارمندش گفت پیدا بشه می‌فرستیم به ادرستون.از مونترال به کبک سیتی زمینی با ون رفتیم که راننده ما رو تا خود خونه بدون مشکل رسوند و خیلی راحت بودیم.

سلام دوستان وقتتون بخیر خواستم تجربه سفرمو بهتون بگم تا شاید بدردتون بخوره

من و همسرم با هواپیمایی قطر بودیم. در خصوص بار  که هر کدوم از چمدونامون ۲۵ کیلو بود و یکیش ۲۶.۹  و هر کدوم از کوله هومون ۱۰ کیلو و کری آن ۹ کیلو.  یه تابلو فرش بسته بتدی شده هم میخواستم برا استادم‌ببرم که خود تابلو فرش ۳ کیلو بود ولی بسته بندیش کرده بودن شد ۸ کیلو

بسیار بسیار بسیار سخت گیر بودن برا اضافه بار. در خصوص تابلو فرش چون گفتند یه تیکه اضافی است باید ۲۷۰ دلار جریمه بدم که من از خیرش گذشتم و دادم امانت.  در خصوص چمدونها  گفتند باید ۲۴ کیلوش کنم. 

در خصوص کری ان و کوله  خیلی خیلی اذیت کردن در حدی که ما از سه ساعت قبل  پرواز اونجا بودیم و در لحظه آخر به پرواز رسیدیم.  مامور اول گفت باید یا کوله ببریم و یا کری ان ، اگر میخوایم جفتشو ببریم در کوله پشتی فقط بایل لپ تاپ باشه و هیچ چی دیگه نباشه ما بردیم کمش کردیم  برگشتیم دیدیم مامور رفته گیت ، یه مامور دیگه بود گفت به هیچ وجه اجازه نمیدم  دو تا تیکه ببرین کابین باید یکی باشه  سرتونو درد نیارم  اینقدر ما اذیت شدیم که هرچی بگم کمه.  و بعد از ۳ ساعت چونه زدن با ۴ تا مامور کانتر، قبول کردن فقط سه تا تیکه ببریم و کری آن ۴ رو هم دادیم امانت. یعنی یه کوله پشتی پر و یه کری آن پر تا ۸ کیلو و یه کوله که فقط لپ تاپ بود.

بقیه سفر خیلی خوب بود خود هواپسما برخورد مهماندارن  پذیرایشون  همه چی عالی بود. پیشنهادم اینه که توقف ۱.۳۰ ساعته نگیرین ما توقفمون ۸ ساعت بود خوب بود توقف ۲.۴۰ هم قطر دره اونم خوبه ولی ۱.۳۰ ساعته ها خیلی کمه ممکنه نرسین

در کانادا کارهامون بهتر از اون چیزی که فکر میکردیم جلو رفت اول الکترونیکی فرم dec رو پر کردیم و هرجا سوال داشتیم مامور داشتن ازشون میپرسیدیم بادهامون دارو با نسخه و آجیل و سبزی خشک و خرما و  چاقو و کنسرو قیمه داشتیم  فقط دو جا در خصوص چاقو پرسیدن که من هم گفتم  برای آشپزیه.

برای صدور پرمیت حدود یک ساعت در صف بودیم خیلی راحت بود حتی به caq و تمکن مالی و سایر مدارک نگاه نکرد فقط به  loe‌و پاسپورت  حتی به دعوتنامه جدید هم نگاه نکرد.  چون من از دعوتنامه اولم ۱ ماه مونده بود ایشون هم بدون درخواست دعوتنامه پرمیت رو بر اسای ویزا و caq  که جفتش ۱ ساله بود زد. 

برای همسرم هم ویزیتور بودن loe صادر نشده بود اصلا ازش نخواست. و گفتن میتونم درخواست visitor recordبدم که تا پایلن اقامت من ایشون هم بمونن با من.  البته یه شماره داد گفت زنگ بزنم اونجا  درخواست بدم. داخل فرودگاه انجام نمیشد‌.

امیدوارم  سفر همگی خوب باشه

و کسایی که ویزاشون نیومده به زودی ویزاشون بیاد

من از دوستانی که تجربه اروپا رو داشتن شنیدم که پاریس اونقدری که باید، بهشون حال نداده! یعنی میگفتن شهرهای دیگه ی اروپا رو خیلی بیشتر دوست داشتن و یه جورایی انتظار خیلی بیشتری از پاریس با اون همه کبکبه و دبدبه داشتن 🙂

  1. دوستانتون درست گفتند،از نظر من پاریس بیشتر اسم داره،ما دفعه اولی که میرفتیم پاریس(از فرانکفورت به پاریس) همسرم به من و دخترهامون گفت خودتون رو آماده کنید شاید از پاریس خیلی خوشتون نیاد! گفتیم مگه میشه همه میگن پاریس عروس شهرهای دنیاست اونوقت ما خوشمون نیاد؟!( واقعاً هم همینطور بود،ما هشت روز آخر سفرمون رو قرار بود توی پاریس باشیم که من و بچه ها نتونستیم تحمل کنیم و بلیط رو عوض کردیم و روز پنجم برگشتیم تهران،)خلاصه ما رسیدیم پاریس از همون اول کار و توی ایستگاه اصلی مترو (قطار) خورد تو ذوقمون،پاریس شهر خیلی تمیزی نیست،پر از گدا هست ،ایستگاههای مترو فوق العاده کثیف و گاهاً ترسناک هستند،فقط ایستگاههای مرکزی رو میشه تحمل کرد،به نظرم بهترین جای پاریس خیابان شانزالیزه،اُپرا،لادفنزه هست،من بقیه ی جاها رو خیلی نپسندیدم،البته به استثنا مکانهای تاریخی،من کلاً از پاریس خوشم نیومد،این سفر آخری رو هم چون همسرم اونجا کار داشت و اصرار داشت با هم بریم همراهیش کردم والا پاریس از نظر من اونقدری که ازش تعریف میکنن هم تعریفی نیست.من آلمان،اسلوونی،اتریش و هلند رو به فرانسه(پاریس )ترجیح میدم
  2. منم یکی از دوستانم که به تازگی به سفر ایتالیا و فرانسه رفته بود، میگفت که اصلا بهش تو پاریس خوش نگذشته و میگفت که شهرش خیلی کثیف بوده و با تصوراتش یک دنیا تفاوت داشته، و یادم میگفت که با تور رفته بودن گشت شهری،بعداز بازگشت اتوبوس اونا و دیگر مسافر ها رو جلوی یک رستوران ایرانی نگه داشت( البته اسم رستوران و خیابانش یادم نیست ولی یادمه که میگفت نزدیک هتلشون بوده رستورانه و هتل هم در هتل 4 ستاره تاپ بوده که در یکی از بهترین نقاط شهر پاریس قرار داشته) و به بهانه اینکه ظهر هست و اگه کسی میخواد ناهار بخوره ،میتونه از این رستوارن استفاده کنه ( این و از تجربیات خودم عرض میکنم که چون خودم تور لیدر بودم، همه رستورانی هایی که من مسافر به اونجا میبردم مثل همین موردی که عرض کردم وقتی با اتوبوس یا ون مسافر میبردم، کمیسیون بسیار قابل توجه ای به بنده اون رستوران میداد) خلاصه یادمه که دوستم گفت که همسرش گفته بوده که هوس قرمه سبزی کرده، و به همین بهانه رفته بودن همون رستوران و دو پرس قرمه سبزی ( که به لعنت خدا هم نمی ارزیده) با ماست و نوشابه خورده بودن که البته دوستم میگفت نصف بیشتر قرمه سبزی هم خودش وهم همسرش مونده بوده از بس که کیفیت داشته ، و نفری 275 هزارتومان هزینه اون قرمه سبزی شده بوده واسشون!
  3. در پاریس قیمت غذا واقعاً بالاست مگر اینکه در رستورانهای ترکی غذا میل کنید،من و همسرم در رستورانی در طبقه أخر لادفنزه ناهار خوردیم،یک پاستا،نوشابه،که غذای همسرم بود و سوپ و سالاد هم غذای من بود،جمعاً پنجاه یورو شد،ولی در رستوران ترکی نزدیک هتل غذا گرفتیم،یک ظرف سالاد بزرگ،کباب ترکی،برنج و کباب،بادمجان کبابی به همراه گوشت،دو تا دوغ و یک نوشابه همه با هم ۲۳ یورو.(البته کیفیت سالاد در این دو رستوران از نظر نوع سبزیجات مصرفی با هم فرق داشت)عکس غذاها رو دارم سر فرصت اپلود میکنم میزارم

در فرانکفورت فروشگاه های زیادی وجود داره که این دو تا فروشگاهی که اسمشون رو مینویسم المانی هستند و اجناس خوب و با کیفیتی دارن:

GALERIA KAUFHOF

فروشگاه گالریا یک فروشگاه چد طبقه المانی است که از شیر مرغ تا جون ادمیزاد در این فروشگاه میتونید پیدا کنید،در این فروشگاه که اکثر مواقع در سال حراج داره اجناس خوب با قیمت های خوبی میشه خرید،در این فروشگاه مثل اکثر فروشگاه ها در اروپا طبقات بر اساس اجناس و افراد(مرد،زن،بچه) تفکیک شده در این فروگاه لوازم التحریر و کلیه اجناس المانی رو میشه با بهترین قیمت ممکن خرید.طبقه زیرین گالریا به شکلات و انواع نسکافه المانی اختصاص داده شده که من عاشق این یک طبقه هستم.

KARSTADT

کارشتات یکی دیگه از فروشگاه های المانی هست که یک طبقه از اون به لوازم برقی و اچار و انبردست اختصاص داره (قابل توجه اقایونی که عاشق این لوازم هستند)در این فروشگاه هم اجناس خوبی میتونید بخرید،در طبقه پایین این فروشگاه یه فروشگاه مواد خوراکی هم وجود داره که اجناسش خیلی ارزونه مثلاً اب معدنی کوچیک که در سطح شهر 2 یورو قیمتش هست در این فروشگاه یک بسته شش تایی اب معدنی 99 سنت قیمت داره.هر دو این فروشگاه ها در Main street هستند.

Tchibo اسم مغازه ای در فرانکفورت هست در main street که از دور که دارید میاید فقط بوی خوش قهوه به مشامتون میرسه که ادم از این بو … میشه،داخل مغازه خیلی کوچیکه و انواع قهوه ها رو اسیاب نشده گذاشته بنا به انتخاب مشتری از قهوه همون لحظه اسیاب میکنه و در بسته ها زیبا میپیچه و تحویل مشتری میده،در این مغازه انواع کافی میکس ، نسکافه و کاپوچینو با همین مارک میفروشند که قیمتشون هم خیلی خوبه بسته های کاپوچینو 150 گرمی 1یورو 50 سنت قیمت داره که در کنار سوغاتی های دیگه میتونه ارزشمند باشه.

آلمان یکی از کشورهای پیشرفته و توسعه یافته در اروپا است،در تمام سطح شهر تابلوهای راهنمای خوبی به زبان آلمانی و انگلیسی جهت راهنمایی توریست نصب شده،طوری که هیچ توریستی در آلمان برای پیدا کردن آدرس سر در گم نمیشه،در همه ی ایستگاههای اتوبوس و تراموا ساعت ورود و خروج و مسیر اتوبوس و تراموا نوشته شده،مهمتر از همه نرخ بلیط و چگونگی استفاده از اون در فرانکفورت هست؛

در فرانکفورت اگر بلیط تراموای روزانه بخرید به قیمت حدودی ۹/۵ یورو (امیدوارم قیمت رو درست نوشته باشم) هر چند نفر که باشید از صبح ساعت شش تا ساعت دوازده شب میتونید بدون محدویت سوار اتوبوس و تراموا بشید،و چون تعداد تراموا و اتوبوس های در حال رفت و آمد زیاد هستند همیشه خلوته و به راحتی میتونید جا برای نشستن داشته باشید.

ما چهار نفر بودیم شش روز المان بودیم هر روزی که مسیرهای دور رو میخواستیم بریم بلیط روزانه میخریدیم و هر چهار نفرمون از همون استفاده میکردیم انقدر پیاده و سوار میشدیم که همسرم میگفت آخرش ما رو از فرانکفورت بیرون میکنند.

در می سال 2013 به همراه 6 نفر از اعضای فامیل برای گرفتن ویزای توریستی راهی دوبی شدیم و از اونجایی که شنیده بودیم دفتر ابوظبی چون مرجع هست برای صدور روادید در امارات زودتر جواب رو دریافت میکنیم وقت مصاحبه رو اونجا گرفتیم وقت رو از طریق پر کردن اپیلیکیشن انلاین و پرداخت 130 دلار از کارت اعتباری گرفتیم خلاصه تقریبا 1 ساعت و نیم تو راه بودیم تا رسیدیم به vfs خلاصه تو نوبت موندیم برای انگشت نگاری و اینم بگم که اونجا فقط مدارکو تحویل میگیرفتن و کارمندا مثل مثلا پلیس + 10 بودن که وظیفشون فقط دریافت مدارک بود و اگر ناقصی در پرونده بود میگفتن مثلا من عکسم یکم قدیمی بود گفت برید عکس جدید بگیرید . دیگه اگر بخوام توضیحی راجع به مدارک مورد نیاز بدم باید بگم هرچی که دارید رو باید ببرید و کلا راجع به مدارک مورد نیاز قطعیت خاصی وجود نداره که مثلا اگر مدارکتون کامل باشه حتما ویزارو میگیرید چون متاسفانه انگلیس اصلا اینجوری نیست ولی برای گرفتن ویزای توریستی دعوت نامه خیلی مهمه و باید از طرف فامیل نزدیک با تمکن مالی بالا باشه. مدارکو که تحویل دادیم حدود 8 روز کاری بعد جوابمونو مبنی ریجکت شدن هممون رو دادن و خیالمونو راحت کردن فقط از اینکه پاسپورتمونو گرفتیم خیلی خوشحال بودیم چون واقعا 2 هفته علافی خیلی خیلی سخت گذشت و از همه جالبترش ریجکت شدن مادربزگ 80 ساله من بود که حدود 12 بار تاحالا رفته اونجا! تجربه خیلی خیلی بدی دارم که الان در حال بازگو کردنشم واقعا برام ناراحت کننده است ولی خوب باز هم به خواسته دوستان تجربمو در اختیار میزارم اگر کسی سوالی راهنمایی می خواد من در خدمتم

در تمام کشورهای اروپایی شما میتوانید با اجاره دوچرخه به صورت 24 ساعته در شهر رفت و آمد کنید و از دوچرخه سواری لذت ببرید،مکانهایی در شهر و به تعداد زیاد برای اجازه دوچرخه در نظر گرفته شده که افرادی که مقیم هستند یا توریستهایی که کارت بانکی دارند (کارت بانکی با موجودی بالای 600 یورو که درست مشابه کارت باید باشه) میتوانند با وارد کردن کد دوچرخه در دستگاه Rent bike و پرداخت 8-12 یورو برای 24 ساعت دوچرخه رو اجاره کنید.600 یورو از موجودی کارت هم به عنوان دپازیت نزد بانک بلوکه میشه که بعد از برگرداندن دوچرخه و گذاشتن اون در جای مخصوص 600 یورو آزاد میشه.

توریستهایی که کارت بانکی ندارند یا کارت اونا معمولی هست؛

این توریستها هم میتونن از هتلی که در اون اقامت دارن دوچرخه اجازه کنند به قیمت 14 یورو برای هر 24 ساعت و هم میتونن با مراجعه به پارکها و گرو گذاشتن پاسپورت خودشون برای مدت 24 ساعت با قیمت 12 یورو دوچرخه یا اسکوتر برقی اجاره کنند.

در خیابان ماریا هیلف وین درست روبروی هتل کومر ایستگاه اجاره دوچرخه هست،نزدیک ایستگاه اشتفان پلاتز هم میتونید دوچرخه اجاره کنید و همینطور نزدیک همه ایستگاههای اصلی و خیابانهای پرتردد.